چيزی که پرسیدي دقيقا در گيری ذهني اين روزهای من هم هست. چيزهايي که مي نويسم شايد بعضي جاها ربط مستقيم به سوال تو نداشته باشد اما نظر شخصي من است در باره اين شيوه تبليغ.
مردم عادت کرده اند عکس های تبليغاتي را با مدل های مکش مرگ ما و نمايش مستقيم کيفيت يک کالا ببينند.
امثال توسکاني و بنتون با همکاری هم به اين نتيجه رسيدند مثلا با نشان دادن يک مرغ دريايي که در لکه نفتي گير افتاده هم مي شود برای يک کالا تبليغ کرد.
ولي هدف آنها از اين کار چيست؟
بيا کمي بدبينانه به قضيه نگاه کنيم:
انسان امروزی همه چيز را فشرده و توی کپسول مي خواهد. دلش مي خواهد همينطور که نشسته پای تلويزيون، يک کمربند لرزاننده لاغری هم ببندد به خودش تا لاغرو خوش فرم شود. دوست دارد تا خرخره بخورد و بدون آن که تحرکی داشته باشد قرصی ببلعد که غذا و چربي های بدنش را بسوزاند و آب کند.
خب فکر مي کني همين آدم اگر بخواهد ژست يک آدم نگران و مراقب محيط زيست را بگيرد چکار مي کند؟
پا مي شود مي رود سواحل مديترانه توی لبنان که هزار تا از اين پرنده ها آنجا گرفتارند؟ نه!
خيلي شيک مي رود و يک لباس مارک بنتون مي خرد، چون بنتون با آن تبليغ ها خودش را به عنوان يک Brand حامي و نگران محيط زيست جا انداخته است و کاری کرده که پوشيدن بنتون نشان دهنده يک نوع طرز فکر و افه خاص شده است.
پس به نظرم اين که پرسیدی آيا عکس تبليغاتي هم مي تواند تاثيربگذارد بر مردم، شک ندارم که بله
مي تواند. مثالي که آوردم، نمونه يک تاثيراست فارغ از ارزش گذاری مثبت يا منفي برای آن تاثير.
اين که پرسيدی چقدر اجازه داريم از نمادها و باورهای مختلف مذهبي و اجتماعي درعکس های تبليغاتي استفاده کنيم، به نظرم نمي شود برايش يک پاسخ و نسخه کلي پيدا کرد. اين بستگي به جهان بيني شخصي و خط قرمزهای دروني و بيروني هنرمند و خلاصه قواعد شخصي او دارد.
توسکاني، راهبه و کشيشي را در حال بوسه نشان مي دهد تا برای تبليغ پوشاک بنتون از آن استفاده کند.
حاج حسين و پسران اما عکس خودشان را روی سوهان شان مي زنند و کاملا مستقيم خودشان و محصول شان را تبليغ مي کنند.
دو روش کاملا متفاوت، که هر کدام خوب و بدی های خودش را دارد و در جامعه و ميان مشتری و مخاطبان خاص جواب مي دهد.
همان بنتون را خیلی ها به خاطر تبلیغات بی پروایش دوست ندارند و تحریم می کنند.
یکی از عکس های توسکانی برای تبلیغ پوشاک بنتون عکسی است به نام "پرتره ها" که فقط اعضای جنسی تعداد زیادی انسان است که به صورت تک عکس هایی کوچک کنارهم چیده شده اند.
خب این تصویر حتی در جامعه غربی هم منتقدان و مخالفان زیادی دارد، یعنی آدم هایی هم پیدا می شوند که بدشان می آید از این پوشاک و آن را نمی پوشند، دلشان نمی خواهد لباسي بپوشند که مارکش مترادف بي پروايي، ساختارشکني و خلاصه از ديد آنها اين جور"قرتي بازی ها" است.
"روزانه" به خاطر خوش فکری طراح و همکاری صاحبانش توانست درایران شکل متفاوتی از تبليغات رابه مردم نشان دهد و ديديم که تاثيرهم داشت.
به نظرم چه تاثیری بالاتر از این که هنرمندی با تبلیغات، دگر گونه دیدن را به مردم بیاموزد یا در و دیوار شهر وصفحات مجلات و نیم تای پایین روزنامه های شان را برایشان زیبا و دیدنی کند و کلیشه های همیشگی را با نگاه، تفکروهنرش بشکند.
این منبر را می شود ادامه داد اگر حوصله ای باشد.
--
حميدرضای هم فاميل، بحث را ادامه داده. سواد و تجربه اش دراين زمينه بيشتراز من است.
بحث خيلي جالب شده. هم حميدرضاي نصيري و هم آزاده عصاران و هم شما خوب داريد پيش ميريد.
به نظرتون صاحب يك كسب و كار به صرف متفاوت جلوه دادن نام تجاري خودش تن به اين نوع آگهي ميده؟
ممنون ميشم اگه نظرتون رو در مورد ارتباط بين موقعيت هاي تجاري مشخص و نوع تبليغات بدونم.
مثلا بنتون اين كار رو براي اصلاح تصوير برندش توي ذهن مخاطبين كرده. اگه مثلا ميخواست يك كار ديگه بكنه هم الزاما اين ايده جواب ميداد؟ منظورم اينه كه اين مساله خيلي حالت كيس باي كيس نداره؟
--
کاملا درست میگی بهادر جان اين يک نسخه کلي نيست به نظرم، که بشه برای همه پيچيد.
علاقه من بيشتر به نقش عکاسي است ضمنا و فکر مي کنم کساني که در باره تبليغات سواد و تجربه بيشتری دارن بهتر مي تونن در اين باره نظر بدن،
سلامت.
سلام آقای نصیری.
بحث جالبی رو آغاز کردین. به عنوان یک خواننده یه نوشته هاتون، امیدوارم این بحث رو ادامه بدین...
البته پیشنهاد می کنم که اگه دوست داشتین به رابطه مستقیم و غیر مستقیم *تبلیغات تصویری و *سیاست نهان جوامع هم اشاره کنین و چه خوب می شه که نتیجه گیریه نهاییتون به "فرهنگ تبلیغات و "چرا"یی یه لزوم تبلیغات تصویری در کشور خودمون ختم بشه.
نمی دونم که آیا درست تونستم مطلب رو عرض کنم یا نه!
موفق باشین
--
محسن جان تا اونجایی که منظورتو فهمیدم، چشم،
سلامت.