سه شنبه، ۱۵ اسفند ۱۳۸۵March 6, 2007 1:45 AM

نوشتن از آدمي که برايت هم عزيز باشد و هم معلم، خيلي سخت است.
بارها خواستم از شکوه آموختن از او بنويسم، در مقام يک همکار، يک زن و يک انسان...

Parastoo Dokuhaki پرستو دو کوهکی

اين عکس را بيست روز پيش ازش گرفتم، به نظرم پرستو توی زندان اوين هم لبخند هميشگيش را فراموش نکرده.
--
ساعت 5:15 خبردادند پرستو و 6 نفر ديگر آزاد شدند، کاش بقيه هم زود تر آزاد شوند.

Comments:
پرستو:

منصور بیا اشکهام رو جمع کن. نمی شه که فقط درشون بیاری...
کلی عزیزی.

Azadeh:

پرستو و نازگل ؟
زندگی ها داشتیم با هم دخترک ...

س.پ:

هر باز که عکسی از هرکدومشون می بینم چشام بی احتیار از اشک پر میشه

مهنازميناوند:

دلم گرفت. دلم تنگ شد براي اين دخترك هميشه خندون

  ارسال نظر

If you haven't left a comment here before, you may need to be approved by the site owner before your comment will appear. Until then, it won't appear on the entry. Thanks for waiting.