مروه، شیوا و حسین که عکسهایشان بیشترین رای را در مسابقه عکس دستدوم آورد، میتوانند هر نفر 350 عکس در "عکسپرینت" چاپ کنند.
"گالری درناری" هم از تکههای سنگ خام، گردنبند یا دستبند و محصولات دیگرش به این سه نفر هدیه میدهد.
یازده حلقه فیلم سیاهوسفید ایلفورد HP5 400 که هدیه یک خانم عکاس است که نخواست اسمش گفته شود (از آن آدمحسابیهایی است این خانم که باعث میشوند از انقراض ِ گونه کمیاب آدمهای بی هیاهو و بی ادا و افه، نا امید نشویم) به علیرضا روحنواز هدیه میشود که این کاره است و با فیلم و کاغذ عکاسی رابطه مشروع و نامشروع دارد.
علیرضا مدتها روی تهیه مجموعههای آموزشی عکاسی کار میکند و این هدیه، تشکر کوچکی است از او به خاطر وقت و انرژی که صرف تهیه و بهروزکردن این ملاط آموزشی ِ بهدردخور میکند.
-
درباره کتاب، موسیقی و فیلمهایی که قرار بود بدهبستان کنیم، صبر کنید - دو سه ماه شاید- تا در دبیرخانه ستاد مرکزی مسابقه! به نتیجه برسیم.
مروه سمسار با مجموعهعکس "یک جفت کفش در پشتبام"
شیوا خادمی با مجموعهعکس بیاسم
و حسین فخرایی با مجموعه عکس "بازی بچهها در ساحل دیّر"
بیشترین رای داوران را آوردند.
ده مجموعه عکسی که بیشترین رای را آوردند (با اسلایدشو تکعکسها) اینجا
ببینید؛ در ستون سمت چپ، میتوانید به یکی از این مجموعه عکسها رای دهید
عکسهای خارج از مسابقه را اینجا ببینید.
اگر ارتباط خوبی با اینترنت ندارید، ممکن است اینجا عکسها را بهتر ببینید، توضیح و زیرنویسی که شرکتکنندهها برای عکسهایشان نوشتهاند و دو مجموعه عکس دیگر هم، همینجاست.
درباره جایزهها، داوری و باقی قضایا هم در چند روز آینده بیشتر خواهم نوشت.
یکهفته سفر بودم و به اینترنت دسترسی نداشتم. ایمیلها و نظرهایی را که چند نفر فرستادهاند و از نتیجه مسابقه عکس دستدوم پرسیدهاند، الان دیدم؛ به خاطر دیر شدن ِ جواب، معذرت میخواهم.
فردا به همه ایمیلها جواب میدهم. امیدوارم تا ده روز دیگر کار داوری و آمادهشدن عکسها برای نمایش، تمام شود.
غیر از داوری، بقیه کارها را یکنفر باید بکند-که تازه زیر خیلی کارهای خودش هم زاییده* است-
این را هم نه برای توجیه، همدردیطلبی، مظلومنمایی یا اینجور اداها بگویم که این آقا امروز صبح ساعت یازدهونیم در اداره پلیس
قرار ملاقات دارد و باید گزارش سرقت چند وسیله خیلی دوستداشتنیاش را تقدیم پلیسی کند که شباهت عجیبی به آقای سمت راستی در این عکس دارد.
*نکته فنی: همه این زایمانهای ناخواسته، مثل بیشتر بارداریهای خواسته و ناخواسته، قابل پیشگیری هستند.
از سیام مهرماه که مهلت فرستادن عکس به مسابقه عکس دستدوم تمام شد، عکسها را برای داورها آماده و دستهبندی کردم تا به پنجاه مجموعه عکس رسیدیم که برندههای نهایی، از بین آنها انتخاب میشوند. به پنجاه نفری که اسمشان اینجاست ایمیلهایی میفرستیم که کـُــدی در آنهاست. با وارد کردن این کدها در سایت عکسپرینت، هر نفر میتواند صد عکساش را رایگان چاپ کند.
ایمیلها را از فردا برایتان میفرستم. اگر تا پایان روز دوشنبه آینده ایمیل را نگرفتید، خبر دهید.
مهلت فرستادن عکس برای مسابقه عکس دستدوم سیام مهرماه تمام شد و مشغول سروسامان دادن به عکسها برای شروع داوری هستم. تعداد عکسها کمی بیش از انتظارم است و آماده کردنشان برای داوری طول میکشد. در ایمیلی که به بروبکس شرکتکننده فرستادهام، آخرین تاریخ برای اعلام نتیجه را "آخر پاییز" گفتهام که البته گمانم زودتر به نتیجه برسیم.
بعد از آماده شدن عکسهای شرکتکنندگان، با حذف نام عکاس، آنها را برای داوران میفرستیم و براساس رای آنها ته ماجرا پسرخاله و دخترخالههای خودمان را به عنوان برنده اعلام میکنیم.
اگر میخواهید برای مسابقه، عکس بفرستید
تا آخر مهرماه فرصت دارید. این تاریخ تمدید نمیشود.
پینوشت: لازم است بگویم ایمیل "پینگلیش" نفرستید؟ لطفا فارسی یا انگلیسی بنویسید.
دیروز دوست عکاسم دو مجموعه عکس خیلی خوب برایم فرستاد که باعث شد بخشی به اسم "عکسهای دستاول" راه بیندازم و چند مجموعه عکس اساسی از عکاسانی مثل او را آنجا بگذارم تا کنار مسابقه از دیدن این عکسهای خوب هم لذت ببریم و یادبگیریم.
"اسلاید شو" هایی از این عکسها و عکسهای انتخاب شده شرکتکنندگان مسابقه را در وب منتشر خواهم کرد.
درباره جایزهها:
لابراتوار اینترنتی "عکس پرینت" پیشنهاد دادن یک حال استمراری و یک حال استمراری کامل به شرکت کنندگان داده و قرار است 100 عکس برای 50 شرکتکننده و 1000 عکس برای یک شرکتکننده برگزیده را رایگان چاپ کند.
خانم عکاسی هم 11 حلقه فیلم سیاهوسفید "ایلفورد" HP5 400 به یک شرکتکننده که عکاسی سیاهوسفید کرده، هدیه میدهند.
این مسابقه شبیه جشنهای نیکوکاری و مانند آن نیست و امیدوارم این برداشت اشتباه از آن نشود.
سوتی بزرگی است اگر حامیان یا اسپانسرهای مسابقههای مختلف، مجاز باشند که در مسابقه هم شرکت کنند، حالا بگذریم که در خیلی از مسابقهها این اتفاق-یواشکی- میافتد.
اما در مسابقه عکس دستدوم، کسانی که کتاب و سیدی و جایزهای میدهند و مثلا اسپانسر مسابقه هستند، میتوانند در مسابقه هم شرکت کنند یعنی ما که اسپانسر! این مسابقهایم چیزی را هدیه میدهیم که اگر به خودمان هدیه دادند به تریش-یا تریج- قبایمان برنخورد.
دوستی هم که در آژانس عکس معروفی کار میکند، قول داده اگر مجموعه عکس-خیلی- خوبی درمیان عکسهای فرستاده شده به مسابقه ببیند، امکان فروش وچاپ عکسها را برای برنده فراهم میکند. این موقعیت خوبی است برای بچههایی که جدیتر عکاسی میکنند و دنبال این جور موقعیتها و رابطهها هستند و خوب هم میدانند که سخت بهدست میآید.
از همه که لینک این مسابقه را در سایتشان گذاشتند یا برایش تبلیغ کردند یا اسپانسر! آن شدند ممنونم. راستش سروسامان دادن به همین مقدار جایزههایی که تا الان پیشنهاد شده، واقعا کار سختی است میخواهم خواهش کنم اگر قصد دارید چیزی را به عنوان جایزه این مسابقه به برندهها بدهید، لطف کنید و روزی که دور هم جمع میشویم برای تقسیم غنایم، هدیهها را با خودتان بیاورید و مستقیم به برندهها بدهید، دلیلش این است که ما متاسفانه تریلی چیزی نداریم که بتوانیم این جایزهها را از جاهای مختلف جمع کنیم و دست برندهها برسانیم، تا حد وانت زامیاد بود توانمان که به لطف ملت همیشه در صحنه، سریع پر شد.
اگر نمیتوانید این کار را بکنید، خبر دهید ما ازهمان ناوگان نفتی-وانتی خودمان کمک بگیریم.
چند وقت پیش نوشتم که دلم می خواهد کُپه سیدی و کتاب و مجلههایی را که گوشه خانه انبار کردهام، به بکس باحال و پرانرژی بدهم که بروند حالش را ببرند. به فکرم رسید برای پیدا کردن آن بکس باحال مسابقه عکاسی راه بیندازم که جایزهاش این کتاب و سیدیها باشد. ایده را با حمیدرضا در میان گذاشتم، آدم حسابی است خب، لوگو ،پوستر، بنر و سایتکی برای مسابقه طراحی کرد که مثل بیشتر کارهایش ساده و خلاق است. من کار و تبلیغ زیادی برای این مسابقه نکردم، به چندتا از دوستان نزدیکم گفتم و آنها هم بدشان نیامد که کتاب و خرت وپرت های انباریشان را بگذارند وسط که قالب کنیم به ملت به اسم جایزه.
این مسابقه بیشتر از آن که برای عکاسی باشد، راهی برای خالی و سبک کردن انباریهایی است که فایدهای به کسی نمیرسانند و فقط جا و فضا گرفتهاند.
موضوع و شرط شرکت در مسابقه هم در صفحه مسابقه در اینجا آمده است.