زاده شدن آسان است
تو، خودت میشوی
مرگ ساده است:
دیگر، خودت نیستی
جور دیگری هم میتواند باشد
مثل جهان آینهای
مرگ میتواندت که بزاید
و زندگی تا که هلاکت کند
-هر راه به کمال راه دیگر است-
و شاید این همان راه باشد:
با مرگ است که ظاهر میشوی
و زندگی است که آرام آرام محوت میکند.
قونار اکلوف، ترجمه محسن عمادی
age manzooretoon in bashe ke in rahe ziba rahe marge pas hatman rahe zendegi bayad kheili zibataro royaeetar az rahe marg bashe shomake donya dideid lotfan rahe zendegiro ham neshoon bedid khahesh mikonam in roohiyee moyoosanaro tarkkonid shayad yeki az bozorgtarin arezoohaye harkodoom az ma safar be yeki az jahaye bashe ke shoma didid oonvaght shoma!
--
ببین قرار نشد حرف تو دهن آدم بذاری؟! من کی گفتم این راه مرگه؟ من حال عالم رو بردم از سفرم به اینجا.
خیلی نامردی
سلامت
نمی دونم من که جنبه دیدن اینو ندارم چرا باز میام می بینم... اما خداییش عجب
راهیه کاش من بیفتم اینجا آخیییییییییییی
--
ببین من به خودمم رحم کردم، ته این راه دامنه صخره ای هست که میرسه به دریا. من اون تکه اش رو بریدم در کمال بی رحمی. از اون جاهاییه که آدم از بس احساس خوبی داره می خواد انگشتش رو فرو کنه توی پریز برق 220 ولت. خوشبختانه پریز برق نذاشتن اونجا برای شارژ این جوری.
همه اش بد آموزی شد که؟
سلامت
grrrrrrreat pictuer , nice poem
p.s:u gave us some information..."still learnung photography"
for me, it means u r an artist.
albate in bishtar be tarofaye iruni barmigarde
axe besyar zibaei bud
BE HAPPY
--
این "درباره" هم از آن چیزهای دکان است، ممنون که یادآوری کردی؛ عوضش کردم
سلامت