"بهروز وثوقی، یک زندگی نامه" اسم کتابی است که به نوشته ناشرش -در مقدمه کتاب- قرار بود در ایران چاپ و منتشر شود اما وزارت "ارشاد"مجوز انتشارش را نداد و چاپ یکم کتاب، سال ٢٠٠٤ در ٥ هزار نسخه در آمریکا منتشر شد.
عکس ها و نوشته های جالبی در باره سینمای ایران در آن پیدا می شود.
بهروز وثوقی و داریوش مهرجویی در آمریکا/از عکس های کتاب
Massimo Siragusa/ Photo: nasiriphotos.com
ماسیمو سیراگوسا عکاس ایتالیایی است که در این مجموعه عکسش از تفریح و وقت گذرانی ایتالیایی ها در یک پارک تفریحی در رم، آگاهانه از "اورا کسپوز" استفاده کرده است. انگار آدم های عکس های او در دنیایی غیر واقعی و مصنوعی زندگی می کنند.

Photo:Massimo-Siragusa
جوهر از گوشهی دهانم راه میافتد
خوشبختتر از من، کسی نيست
داشتم شعر میخوردم.
Ink runs from the corners of my mouth.
There is no happiness like mine.
I have been eating poetry.
Mark Strand
در طراحی اشیا و محیط های داخلی و خارجی، طرف دار سادگی ام. مثلا اگر می خواستم ساعت مچی بخرم این را می خریدم که ترکیب صفحه، عقربه ها و بندش، شاید نهایت سادگی در ساخت یک ساعت باشد.به نظرم حتی آن 12خط شاخص دور قاب ساعت هم اضافه است و هرچند گمانم برای هماهنگی با خط های روی بند ساعت است، اما بدون آنها ساعت ساده و زیباتر است.

این نوشته درباره کباب کردن بادنجان روی یک شعله گاز معمولی است.
--
نامربوط:
گمانم "عکس" توانایی این را دارد که شبیه یک فیلم تک فریم، تمام یا بخشی از یک داستان را روایت کند. ممکن است بینندگان مختلف، حدس و گمان های متفاوتی درباره این نوع "برش تصویری جمع و جور از زندگی" بزنند، خوبی این فیلم های تک فریم، به همین حدس و گمان ها است. یک جور دست کم نگرفتن بیننده است به نظرم.
امروز پنجمین سال درگذشت کاوه گلستان، عکاس خبرنگار ایرانی است.
پاسخش را به سوالی در باره استفاده از عکس به عنوان یک وسیله ارتباطی، بشنوید: