گاهی آدم چیزهای زیبایی در ذهنش می سازد که بعد وقتی به آنها نزدیک تر می شود زیبایی شان را از دست می دهند. همیشه تصویر زیبایی از اسب سواری داشتم، زیبایی و آزادی، بخش های بزرگی از این تصویر بودند.
اما چند روز زندگی در یک مدرسه شبانه روزی اسب سواری و زندگی با اسب ها و سوار ها تصویر دیگری در ذهنم ساخت. تصویری که هیچ زیبا نیست و خود خواهی آدمیانی را نشان می دهد که خودشان را محور و مرکز عالم می دانند و همه چیز را تا آنجا که در خدمت خودشان و لذت بردن شان باشد می خواهند. رفتار آدم ها با اسب ها را آن قدر آزار دهنده دیدم که از میانه کار اصلا از کار اصلی منصرف شدم و دلم خواست موضوع تصاویرم را به "رفتار آدم ها با اسب ها" تغییر دهم.
گمانم چیزهای زیبای دیگری هم در ذهنم هست که ممکن است با نزدیک تر شدنم به آنها همین بلا سرشان بیاید، شاید هم تا حالا آمده باشد، از یک طرف آدم احساس می کند ماهیت چیزهایی را بهتر می فهمد و درک می کند و از طرف دیگر زندگی ترسناک تر به نظر می رسد.
شارلاتانی که چند ماه وقت و انرژی و زندگی ام را صادقانه صرفش کردم و پاسخش جز نابودی و زشتی چیزی نبود، زیبایی اعتماد را در ذهنم نابود کرد.
منصور جان خدا نکنه این بلا بر سر تصویری که از آدما تو
ذهن داری، بیاد که دیگه واویلا
کی سر خر رو کج می کنی میای ؟
--
NasiriPhotos:
یاسین فعلا خره به گل نشسته.
salam didin hese karagahiye man dorost migoft :)paye ye sharlatan dar miyoon boode ke hale mansoor khane maro gereftas.hameye ma choobe etemade sadeghanamoono mikhorim .khode man yekish vali har kari mikonam bazam yadam mire.
--
NasiriPhotos:
میبینی خواهر؟ تف به این روزگار کج مدار!
سلامت.
salam mansour.khoobi.
mese ghatari ke az reil kharej shode.....hala har cheghadr ham ke mikhad soot bezane.....
best.
--
NasiriPhotos:
سلام احسان، بهترم.
امروز کلی سوار قطار بودم، خارج نرفت یه حالی ببریم
سلامت.
دقیقا همین طوره که می گید . گاهی آدم چیزهای زیبایی در ذهنش می سازد که بعد وقتی به آنها نزدیک تر می شود زیبایی شان را از دست می دهند. چقدر در عکس اول تون چشم های اون اسب نجیب و زیباست ..... موفق باشید .
--
NasiriPhotos:
ممنون
اون اسب وقتی توی اصطبل تنگ و تاریکش بود پیشونیشو زد ه بود به دیوار و بالای چشم چپش زخمی شده بود، از اون چشمش هم عکس دارم.
سلامت.
salam . az zibayihaye zesht mitarsam. yekbar kalak khordam hesabi! hala gahi zeshtha ra negah mikonam shayad ziba bashand !!!
:خيلي وقتا همين جوريه كه مي گيد . به قول فروغ شايد آن نقطه ي نوراني چشم
گرگان بيابان باشد
--
NasiriPhotos:
چه گريزيست زه من ؟
چه شتابيست به راه ؟
به چه خواهي بردن
در شبي اين همه تاريك پناه ؟
مرمرين پله آن غرفه عاج
اي دريغا كه ز ما بس دور است
لحظه ها را درياب
چشم فردا كور است
نه چراغيست در آن پايان
هرچه از دور نمايان است
شايد آن نقطه نوراني
چشم گرگان بيابان است
سلام منصور، قشنگ بود. در بلاگ نیوز لینک دادم.
--
ممنون اسد جان
حالا مطمئنی "قشنگ" بود؟
سلامت.