Nasiriphotos هم مثل خودم نیاز به یک خانه تکانی دارد. شاید یک مدتی فقط عکس با یک موسیقی بگذارم.
اولیش هم امروز که یاد پدر بودم، این طوری از آب در آمد:
یکی زیر عکس قبلی نوشته:
«وقتی عکسی می بینم که مشخصاتی ندارد و اصلا نمی دانم با چی طرف هستم، زود هم از ذهنم پاک می شود. لازم نیست تیتری در کار باشد ولی اسم یک عکس یا اسم یک محل باعث می شود همیشه از جایی یک تصویر در ذهنت بماند و ثبت شود..راستش وقتی تکلیف من بیننده با عکس روشن نیست، فرقی نمی کند مثلا آن را بین سایت های دیگر هم ببینم و رد شوم؛ چه رسد به سایت تو ! ؟»
البته من عکاس نیستم و این که می گویم نظر شخصی خودم است که درباره "عکس" این جوری فکر می کنم.
به نظرم بعضی وقت ها حتی برای اسم فایلی هم که آدم اپلود می کند، بد نیست چیزی انتخاب نکند و اسم فایل دوربین را هم تغییر ندهد.(یکی از خوبی های عکسی که روی کاغذ چاپ می شود به نظرم همین بی نام و نشان بودن یا "عکس تر" بودن است نسبت به عکس های دیجیتال.)
چون به نظرم اگر قرار نیست کسی گزارش تصویری از جا/اتفاقی بدهد و به خاطر حسی که از آن محل داشته، دلش خواسته عکسی بگیرد و بقیه را در حسش شریک کند، آن وقت گفتن این که مثلا این عکس را در گورستان پرلاشز پاریس گرفتم، چه کارکردی دارد؟ آیا دادن این اطلاعات هزار جور پیش داوری و پیش زمینه و سوال مربوط به چیزهای جانبی و نامربوط به خود تصویر را در ذهن بیننده ایجاد نمی کند؟ گذشته از این، به نظرم بعضی وقت ها این جور شرح و عنوان ها برای عکس، دست کم گرفتن بیننده است، مثلا نوشتن " برج ایفیل از میان درختان" زیر این عکس ممکن است بیننده باحالی را به خندیدن به ریش نداشته کسی که عکس را گرفته و زیرش توضیح واضحات داده، وادار کند.
شکیبایی و سلامت برای سارا و ...آرامش برای مهران
عکس های کیارستمی، به قول خودش بیشتر نتیجه علاقه اش به طبیعت هستند تا عکاسی.(نقل به مضمون)
در راهنمای نمایشگاه آمده است: «...عباس کیارستمی و ویکتور اریسه هر دو در یک هفته از ماه ژوئن در سال١٩٤٠ یکی در ایران دوران شاه و دیگری در اسپانیای دوران فرانکو به دنیا آمدند. هر دو تغییرات بزرگی را در اوضاع سیاسی و وضعیت فعالیت های خلاق در کشورهایشان دیده اند. ...»