همینطور از سر جوگیری اسمش را گذاشتم "پاییز جکسون پولاک" وگرنه هنر نزد ایرانیان است و بس و اسم این نقاش هم که شبیه اسم اون خواننده بی ناموس هست که به جای این که بیل بردارد و من شنیدم چقدر مزارع بزرگ ذرت در آن جا هست که می توانست روی آنها کار کند، حرکت موزون کرد که به نظر من اون حتی موزون هم نبود و اسمش هم برک بود که امیدوارم به درک بره. اما تو ای پولاک، من شنیده که تو یه قوطی رنگ می پاشیده روی درودیوار و اسم خودش رو گذاشته بودی
اکسپرسیونیسم انتزاعی و تواگه آدام بودی اون رنگ رو حروم نمی کردی و تراختور من را باهاش رنگ می کردی ای امپریالیست. و من شنیدم اون تابلوی تو رو یک نفر صدو چهل میلیون دلار پول بالاش داده و من فهمیدم چرا تو اسمت رو گذاشتی پولاک چون آدام پولکی بودی. و من به تو پیام میده که آدام باش و این قرتی بازی ها را کنار بگذار و از سرنوشت اون مایکل عبرت بگیر.
ThisReminds me of a Jackson Pollock Painting. Very good eye.
شما اردبیل تشریف دارین ؟:) رفتین ایتالیا چشم امام جماعت اردبیل رو دور دیدین نه ؟ اما عکس خوبی است. من به آن آقای لهجه دار هم حق می دهم که پاییز پولاک شما رو با یه تابلوی اکسپرسیونیستی اشتباه بگیره. کجا پاییز انقدر عجیب و تنیده و در همه با تک رنگ های بی نظیره ونگوگی؟
به هر حال پاییز زیبائیه. پاییزه پاییزه برگ درخت میریزه
kheili khoob boood :))
چند وقته عکساتون به شدت حس حسادت آدمو قلقلک میده!! ایام به کام هر کجا که هستین.
نكنه رفتي آذربياجان غربي اسپانيا، لهجه ات عوض شده.
هرچند که خط اول متن به ادامهاش نمیخورد اما جالب بود.