شنبه، ۱۷ شهریور ۱۳۸۶September 8, 2007 10:32 PM

عکس روی جلد مجله تایم: استیو لیس

اولین باری که اسم بیماری اوتیسم به گوشم خورد، زمانی بود که عکس جلد یک شماره مجله تایم، پسربچه ای را نشان می داد که دچار اوتیسم بود.
بعد از دیدن فیلم "مرد بارانی" که در آن داستین هافمن نقش ریموند یا همان مرد بارانی را بازی می کند که او هم دچار اوتیسم است، درباره آن کنجکاو تر شدم.

بری مورو-فیلم نامه نویس- در سال ١٩٨٤ "کیم پیک" را که با نارسایی های مغزی به دنیا آمده ملاقات می کند.نتیجه این ملاقات ساخت فیلم مردبارانی در سال ١٩٨٨ است. داستین هافمن هم برای درک بهتر دنیای افرادی که قرار بود نقش یکی از آنها را بازی کند با چند تایی از آنها و به خصوص با کیم ملاقات کرد.البته کیم یا مرد بارانی واقعی، مبتلا به اوتیسم نیست اما بیماری او بسیار شبیه اوتیسم است.


کیم پیک، مرد بارانی واقعی

فیلم، توجه دنیا را به بیماری اوتیسم و افراد مبتلا به آن جلب می کند.
اسکار بهترین فیلم سال، بهترین کارگردانی، بهترین فیلم نامه و بهترین بازیگر مرد هم نصیب سازندگان "مرد بارانی" می شود. "بری مورو" نویسنده فیلم نامه، مجسمه اسکارش را به کیم پک می دهد و کیم هم که بعد از نمایش فیلم معروف شده و اعتماد به نفس پیدا کرده بود این مجسمه را با خودش همه جا می برد و به همه نشان می داد.( داستین هافمن هم مجسمه اسکارش را به پدرش که در بستر بیماری بود هدیه داد.)




در فیلم، صحنه هایی هست که توانایی عجیب ریموند را مثلا در حفظ بخشی از کتاب تلفن یا ضرب و جذر گیری از اعداد نشان می دهد. این صحنه ها برای من که چیز زیادی درباره اوتیسم نمی دانستم، کمی فانتزی به نظر می آمد اما بعد که بیشتر درباره اش خواندم، فهمیدم که حتی توجه بیش از حد ریموند به تلویزیون همراهش یا آن صحنه ای که ریموند به جای تلویزیون غرق تماشای ماشین لباس شویی شده و برادرش(تام کروز) بهش می گوید " من کلی پول سلفیدم برات تلویزیون خریدم تو زل زدی به ماشین لباس شویی؟"
هم آگاهانه و دقیق و منطبق با واقعیت زندگی بیماران مبتلا به اوتیسم است.
بارون کوهن، سرپرست گروه تحقیقات اوتیسم در دانشگاه کمبریج می گوید « مجذوب شدن بیش از حد به ماشین آلات و دستگاه ها، همراه با فقدان همدلی، از جمله اساسی ترین نشانه های اوتیسم است.»
اوتیسم به شدت مردان را مبتلا میکند. طوری که تعداد نوزادان پسر مبتلا به اوتیسم سه برابر دختران است. کوهن، اوتیسم را آینه بزرگ نمای صفات مردانه نامیده است.
نداشتن ارتباط چشمی و محدود بودن ارتباط کلامی، از اولین نشانه های بیماری اوتیسم است.به همین خاطر ریموند در فیلم مرد بارانی خیلی کم به برادرش و دیگران مستقیم نگاه می کند و کلمه و جمله هایی که استفاده می کند محدود و تکراری است.
بعضی معتقدند انسان‌های در خود مانده از وضع خودشان رنج نمی‌برند و این خانواده های آنها هستند که احساس طردشدگی می‌کنند. من هم این طور فکر می کنم، اصلا از کجا معلوم که دنیای آنها عاقلانه و "درست" باشد و ما دیوانه باشیم؟ چه کسی معیار دیوانه/عاقل یا درست/غلط بودن را تعیین کرده؟ ما که عقلای جهانیم چه گلی به سر آن زده ایم که می ترسیم آن را به دست "دیوانگان" بدهیم.
یک صحنه باحالی در فیلم مرد بارانی است که ریموند را در حال عبور از خیابانی در یک شهر کوچک آمریکا نشان می دهد. چراغ راهنمایی درست موقعی که ریموند به وسط خیابان رسیده، برای عبور اتومبیل ها سبز و برای عبور پیاده ها قرمز می شود و عبارت Don’t walk را نشان می دهد. ریموند هم همان جا وسط خیابان می ایستد و خلاصه راه بندان می شود و سروصدای راننده ها در می آید و یک آمریکایی قلچماق از شورلتش پیاده می شود و به ریموند می گوید « تن لشتو جابجا می کنی یا برات جابجاش کنم؟» ولی ریموند با توجه به نوشته روی چراغ قرمز سرجایش ایستاده و تکان نمی خورد تا این که برادرش سر می رسد و ماجرا را تمام می کند.
این صحنه کنایه خوبی به ما و دنیای "عاقلانه" ای است که ساخته ایم؛ چراغ قرمزی که خودمان ساخته ایم و رویش نوشته ایم Don’t walk ولی وقتی احمقانه بودنش را یک "دیوانه" نشان مان دهد، عصبانی می شویم.

فیلم مرد بارانی که شاید اولش کمی خیالی به نظر برسد، اینقدر بر اساس واقعیت های انسانی قابل لمس و یافته های پزشکی در باره اوتیسم، ساخته شده که انگار یک فیلم مستند است.

راستش دلم یک دوست اوتیسمی می خواهد، هیچ مشکلی هم ندارم که این دوست، مصاحبت با شیر آشپزخانه وماشین لباسشویی را به صحبت با من ترجیح دهد.
-
منابع:

http://en.wikipedia.org/wiki/Kim_Peek
http://en.wikipedia.org/wiki/Rain_Man
http://en.wikipedia.org/wiki/Autism

Comments:
محیا:

سلام خواهر منم بیماری اوتیسم داره تورو خدا از همه می خوام واسش دعا کنید ما خیلی در عذاب هستیم واقعا همه خانواده بریدیم خیلی بیماری سخت و لعنتیه بدون هیچ درمانی واسش دعا کنید

محسن:

Awakenings
من هم پيشنهاد مي‌كنم اين فيلم رو ببينيد. بازي رابرت دنيرو و رابين ويليامز فوق‌العاده ست. حتي فكر مي‌كنم از مرد باراني هم جذاب تر باشه . اين فيلم در مورد
بيماري آماس مغزي ساخته شده
--
ممنون محسن جان
اولین فرصت، حتما می بینمش

سر سوزن ذوق:

قربان سلام. یک معرفی کوچکی از وبلاگ شما در وبلاگ خودم داشتم. خوشحال می شم اگر نظرتون رو بدونم. موفق باشید. بسیار عالیست.
--
ممنون امیر جان
سر سوزنت تیز باد

وحید:

شاید کمی دیر باشه ولی گفتم بگم شاید بکار یکی بیاد:
MBC2 چهارشنبه ساعت 18:30 (به وقت تهران) Rain Man رو پخش میکنه.
(قابل توجه خانم الهام که ایمیلشون رو تو وبلاگشون نیافتم!)
--

ممنون وحید جان
من سفر بودم و متاسفانه دیر نظرت رو منتشر کردم.

حامد:

سلام آقای نصیری
من مدتی پیش عکسی از یک کوبه روی یک در قدیمی، در سایت شما دیدم. امروز
هرچه گشتم، پیدایش نکردم. چگونه می توانم آن را داشته باشم؟
--
حامد جان گالری کوبه در تغییر و جابجایی سایتم حذف شد.
شاید این کارت را راه بیندازد:
http://web.archive.org/web/20041209232701/www.nasiriphotos.com/gallery/koobehgallery/index.htm

علی:

سلام
اطلاعات جالب بود
چند سال پیش که این فیلم رو دیدم واقعا تحت تاثیر قرار گرفتم.
این از اون فیلم هایی که ارزش چند بار دیدن رو داره
فیلم Awakenings یا بیدارگری با بازی زیبای ویلیامز و دنیرو هم یکی از فیلم
های عالی تو این ژانر
--
ممنون که گفتی، میبینمش حتما

صخره:

سلام
خوبيد؟
نوشته خوبي بود ولي اگر اون آرزوي آخر رو نمي كرديد بهتر نبود؟
بهتر نبود آرزو مي كرديد هيچ بيماري در جهان نباشه؟
شما موش آزمايشگاهي مي خواهيد يا پر كننده احساس كسلي و تنهايي يا كسي كه
بهش بشه اعتماد كرد؟
--
سلام
هیچ کدام. من که نوشتم هیچ مشکلی با علاذق و طرززندگی این دوست ندارم؟ لابد منظورم رو بد گفتم یا بد متوجه شدید. نه موش آزمایشگاهی می خواستم نه احساس کسلی و تنهایی می کنم، میونه ای با این احساس ها ندارم زیاد.
اعتماد؟ برای چی ؟ نفهمیدم منظورتون رو.

جواد پولادی:

سلام آقای نصیری امیدوارم حالتون خوب باشه فقط خواستم یادی ازتون کرده باشم امیدوارم دوباره همدیگه رو تو جنوب ببینیم آرزو میکنم هرکجا که هستی شاد باشی و بتونی عکسهای خوبی بگیری.
دوست کوچک شما جواد پولادی
--
Salaam Javad-e aziz,
mamnun az lotfet omidvaram to ham shado salamat bashi.

niki:

خیلی روان و خوب توضیح داده بودید و برام خیلی جذاب بود چون فیلم مورد نظر یکی فلیمهایی است که بسیار دوست دارم مرسی

بدون نام:

سلام من فيلمي با يك بيماري مشابه رو هم ديدم شايد براتون جالب باشه با بازي رابرت دنيرو و رابي ويليامز
Awakeningsاسم فيلم هست
--
ممنون ندیدمش
اولین فرصت می بینم حتما

الهام:

جالب بود.ولی من نتونستم این فیلم و پیدا کنم.
--
توی ایران خیلی راحت گیر میاد . کمی بگردی پیدا می کنی

مازیار:

اون چیزی که تو فیلم رین من می بینید، یه گوشه ای از این بیماریه. پسر خاله من این سندرم را دارد... 24 ساعته مشغول چک کردن برنامه پخش بازی های لیگ های بیس بال و هاکی و بسکتبال است، همه خانه برنامه است و وسواس و وسواس و وسواس برای دوباره چک کردن برنامه ها. کافیه که یکی از بازیها، به جای اینکه 8:30 شروع بشه، 8:31 شروع بشه تا زندگی اش بهم بریزه و یک شبانه روز گریه کنه. وقتی می خواهند بیاورندش میهمانی، می پرسد چقدر آنجاییم، هر ساعتی که بگویند، دیگر رد خور ندارد، باید سر آن ساعت میهمانی را ترک کرده باشند، هیچ عذر و بهانه ای هم نمی پذیرد... خلاصه که بیماریه خیلی سختیه...
--
می دونم مازیار جان واقعا سخته
کاش می تونستم با پسرخاله ات دوست بشم

لیلا:

فکر کنم شما میدونید که داستان فیلم واقعی بوده و بعدها فیلم مستندی در مورد شخصیتی که هاف مان بازی کرده ساخته‌ شد که اینجا در سوئد پخش شد.
--
بله لیلا خانم
رین من واقعی همون کیم هست که توی سی ان ان و جاهای دیگه هم آوردنش
ممنون از اطلاعی که دادی

  ارسال نظر

If you haven't left a comment here before, you may need to be approved by the site owner before your comment will appear. Until then, it won't appear on the entry. Thanks for waiting.





photos
feed
Add to Google Reader or Homepage

Subscribe in Nasiriphotos 
copyright
All images are copyright protected © Mansour Nasiri