در چند مطلب سایت بی بی سی فارسی و انگلیسی نکته اشتباهی وجود دارد که با آن که منابع مستند و معتبری برای اثبات غلط بودن آن وجود دارد، هنوز درست یا حذف نشده است. نمی دانم در چنین مواردی سیاست و خط مشی "بی بی سی" چگونه است و چطور عمل می کنند.آیا آن بخش اشتباه را بی هیچ توضیحی حذف می کنند یا توضیحی مثلا در پایان مطلب می گذارند که در فلان تاریخ این عبارت که میان همه معمول و پذیرفته بود طبق فلان مدرک و منبع حذف یا تصحیح شد؟
در چند مطلب از سایت فارسی بی بی سی مثلا اینجا یا زیر عکس سوم در اینجا و اینجا از کاوه گلستان به عنوان برنده جایزه پولیتزر عکاسی یاد کرده اند که درست نیست و جهانگیر رزمی برنده این جایزه است.
در جاهایی از سایت جهانی بی بی سی هم که به زبان انگلیسی است، مثلا اینجا و اینجا هم این اشتباه تکرار شده است.
پ ن:
صفحه ای برای کاوه گلستان در ویکی پدیا درست کردم که ناقص است، اگر دوست دارید به کامل شدنش کمک کنید.به خصوص اگر عکسی از او دارید با رعایت "کپی رایت" آن را به صفحه اش اضافه کنید.
بخشی از نوشته کاوه که حالا خواندنش خالی از لطف نیست:
ديگران هم بودند که رها کردند. يکی فيلمبردار شد بهتر از عکاس خوبی که بود. تاب فشار و سر در گمی و هيجان را نداشت. يکی که در به دست آوردن جايزه پوليتزر دست داشت، درون صندوقی آهنين زير باری از آجر از مرز کردستان به ترکيه گريخت. يکی طاقت محدوديت های حرفه ای موجود را نياورد و در کشور ديگری خود را به "تبعيد" کشاند و عکاسی شد بين المللی و پر کار و مشهور. يکی سر از آمريکای مرکزی در آورد با مقام مسئول پخش عکس. يکی از خبرگزاری های مهم در آمريکای جنوبی و مرکزی. " فرشته پوتين ها در گل" هم سر از نقاط " داغ" جهان در آورد. لبنان و نوار غزه، افغانستان، پاکستان، هند، رومانی، چک اسلواکی، لهستان، برلين. همه هم موفق. اما ديگر جدا از اين واقعيت.
عجیب است که ایرانیانی در خارج و داخل ایران بر طبل جنگ می کوبند و از این که ایران دوباره وارد جنگ شود استقبال می کنند. بعضی البته منافعی دارند و شرم آور است که برای یک لقمه نان، از جنگ درکشورشان حمایت می کنند.
اما برای آنها که از سر بی تفاوتی یا به خیال رسیدن به اوضاع و احوال بهتر، از جنگ حمایت می کنند، باید گاهی تصاویری از جنگ هشت ساله مان نشان دهیم که مصیبت جنگ یادشان نرود.
این سه عکس از "فرانسیس دو مولدر" عکاس فرانسوی است که در سال 1984 میلادی در "بهشت زهرا"ی تهران گرفته است.

فرانسیس دو مولدر ©

فرانسیس دو مولدر ©
An Iranian family mourns at Bhesht-Zahra Cemetery of Martyrs of Revolution, near Tehran, Iran, 1984

فرانسیس دو مولدر ©
-
About Iran-Iraq War:
استقبال طرف داران "بایر مونیخ" از ترک ها با کیسه های خرید Aldi
"کیسه های Aldi" نقاشی: Kyle Stevenson
سوپر مارکت های ارزان فروش Aldi که برادران آلمانی آلبرشت صاحب آنها هستند در بسیاری از کشورهای جهان فروشگاه دارند. معادل ایرانی اش فروشگاه های اتکا، شهروند، رفاه، قدس، سپه، بنیاد شهید، پانزده خرداد و نفت است.
اما چیزی که می خواهم بنویسم در باره این فروشگاه ها نیست.
چطور می شود داستانی در نکوهش فاشیسم و دیکتاتوری را با قصه پریان گره زد؟
Pan's Labyrinth
عکس: علی خلیق
کتاب جديدي در باره تنش های میان ايران و آمریکا منتشر شده که نویسندگانش
نوام چامسکي، داوید بارسامیان، یروند آبراهامیان و ناهید مظفری هستند.
عکس جلد کتاب هم کار علی خلیق عزیز است.
-
Iran and the United States are on a collision course. David Barsamian presents the perspectives of three experts on Iran who discuss the 1953 CIA coup and the rise of the Islamic regime; Iran’s internal dynamics and competing forces; relations with Iraq and Afghanistan; and the consequences of U.S. policy.
Publisher City Lights
ISBN-10 0872864588
ISBN-13 9780872864580
Publication Date 2007
List Price $11.95
سال ها بعد نقاشی با الهام از "رستاخیز" فرانچسکا تصویری از اریک کانتونا فوتبالیست فرانسوی کشید؛
گمانم به خاطر بازگشت دوباره کانتونا به مسابقه فوتبال، پس از تحمل یک دوره طولانی محرومیت بود.
این دیگر کار یک آدم فوتبالی است که بگوید جریان این تابلو و آدم های توی آن چیست چون من فرق شموشک نوشهر را با اتلتیکو بیلبائو نمی دانم.
ممکن است يک تابلوی نقاشي بتواند جلوی گلوله و بمب را بگيرد و شهر و مردمش را نجات دهد؟
نقاشی" رستاخیز" پیرو دلا فرانچسکا درست همین کار را کرد.
Lives of others
اولریش موئه، که اسم خودش هم توی لیست سیاه اشتازی بود، بعد از گرفتن کلی جایزه به خاطر این فیلم، سوم مرداد هشتادو شش در سن پنجاه وچهار سالگی درگذشت.
هر کس برای خودش لیستی از فیلم هایی دارد که منتخب و سوگلی او هستند، مدت ها بود که فیلم جدیدی وارد لیستم نشده بود تا امشب که فیلم "زندگی دیگران" Lives of others را دیدم. کاری به ده ها جایزه و نقد و جمله تحسین آمیز در باره این فیلم ندارم، سینمایی نویس و منتقد سینما هم نیستم که در باره اش بنویسم، چون پیشنهاد فیلم، کتاب و موسیقی آدم هایی که سلیقه شان را می پسندم، دوست دارم، فکر کردم شاید کسی هم پیدا شود که پیشنهاد من را جالب ببینید.
داستان فیلم که در آلمان شرقی می گذرد، با ماموریت یک سربازرس "اشتازی"-پلیس امنیتی آلمان شرقی- برای شنود مکالمات و زیر نظر گرفتن زندگی یک کارگردان تئاتر شروع می شود. حکومتی که از روشنفکران و هنرمندان هراس دارد و دوست دارد خصوصی ترین بخش زندگی آنها را برای حفظ آن چه "امنیت ملی" می نامد، زیر نظر بگیرد، از چاپ مقاله ای در هفته نامه اشپیگل، که خودکشی مرموز یک نویسنده ی کار ممنوع - بهتر از ممنوع الکار نیست؟- را به دولت سوسیالیستی نسبت می دهد، می ترسد...
تابلویChrist of St. John اثر سالوادور دالی
برای این که ببینید سالوادور دالی، چطور یکی از هنرپیشه های هالیوود را که مرد جوان عضلانی بود، از سقف آویزان کرد و با الهام از عکسی که از بالای سر جوان از او گرفتند، تابلوی معروف Christ of St John را کشید، فیلم مستند پنجاه دقیقه ای The Private Life of An Easter Masterpiece را که از کانال ۲ تلویزیون بی بی سی پخش شده ببینید.
متاسفانه عکسی که آن روز در استودیویی در هالیوود برای دالی گرفتند امروز وجود ندارد اما در این فیلم مستند، عکس به خوبی بازسازی شده است. فایل ویدیویی ۵ دقیقه از فیلم این جاست(حجمش حدود ۱۱ مگابایت است) خوشبختانه قسمت بازسازی عکسی که گفتم در این فایل ۵ دقیقه ای وجود دارد.
کاش امکانی داشتیم که این فیلم ها را بخریم و زیرنویس فارسی کنیم و با کیفیت خوب و آبرومند، یک جایی در تهران نشان دهیم. خانه هنرمندان که گمانم دیگر جای این جور کارهای مخملی! نیست ولی اگر سیف اله صمدیان هنوز برنامه "جشنواره تصویر هنرمند" را راه می اندازد، می شود این فیلم، قسمت دومش و فیلم "قدرت هنر" را که قبلا در باره اش نوشتم، دستش رساند تا در آن برنامه نشان دهد.کسی خبر دارد از این برنامه؟
--
Private Life of a Masterpiece: Salvador Dali's "Crucifixion: St. John of the Cross" This stunning series continues with three religious works especially commissioned by the BBC for Easter 2006 including this HD film directed for Fulmar Productions by Mick Gold.
احمد خمينی و ابوالحسن بنی صدر
او را بیشتر "بازیگر تنيس" مي نامند، به خاطر اداها ی مخصوصش
منصور بهرامی تنیسور ایرانی، اگر شانسش زده بود و آن بلیت پرواز به آتن را که جایزه برنده شدنش در مسابقه "جام انقلاب" بود
به جای سال ۱۳۵۹ ده سالی قبل تر گرفته بود، شاید مسیر زندگی اش عوض می شد و مجبور نبود بیشتر در مسابقه های "نمایشی" و "پیشکسوتان" شرکت کند.
عکاس: ناشناس
پنج فردی که از آنها به عنوان "جاسوس های کمونیست" نام برده می شد، در انتظار اعدام.
نُه افسر نظامی و یک غیر نظامی پس از محاکمه در یک دادگاه نظامی به جرم آن چه "جاسوسی برای شوروی" اعلام شده بود در سربازخانه "قصر" تهران، تیرباران شدند.
23 اکتبر 1954 میلادی، تهران، ایران
Love is no ordinary crime
چند بار از جلوی فروشگاه DVD فروشی رد شدم که پوستر فيلم Breaking and entering را با عکس ژوليت بينوش و جاد لا زده بود روی شیشه اش. معادل فارسی برای این نام که در اصل یک عبارت است نمی دانستم، به کمک دیکشنری Bobylon متوجه شدم این عبارت همان است که در متون فقهی و حقوقی ما "هتک حرز" می گویند، یعنی وارد شدن به خانه و مغازه و مکان های دیگر از راهی غیر از در و ورودی معمول، همراه با دزدی.خلاصه اش همان" از درو دیوار مردم بالارفتن" خودمان می شود.
معنی کلمه عربی حرز هم، خوب و کامل اینجاست.
آلن کلر
آلن کلر، عکاس فرانسوی که در مطلب قبل در باره عکس هايش از انقلاب ایران نوشتم، از پرواز کنکورد گرفته تا انقلاب ميخک پرتغال و از درگیری های فلسطین و لبنان تا خاک سپاری ژان پل سارتر را عکاسی کرده است.
از میان عکس های زیادش، این چند تا را ببینید (قسمت دوم بعضی زیرنویس ها، آگهي بازرگانی است):
قبلا درباره ژیل پرس و عکسهایش از انقلاب ایران نوشته بودم.
عکاس فرانسوی دیگری که آن زمان به ایران آمد آلن کلر است.او متولد 1945 است، مدتی برای آژانس عکس سیگما و بعد گاما کار می کرد. بعد با چند نفر دیگر آژانس عکس ادیسه را تاسیس کرد وپس از آن هم، برای خودش عکاسی می کند.
از انقلاب های آمريکای لاتين و قحطي و جنگ در آفريقا هم زياد عکس گرفته است.شبکه تلويزيوني Arte در فيلم مستند "صد عکاس قرن" به او هم پرداخته بود.مجموعه عکس های "باد شرقي" و "اتيوپي زير باران" چند جايزه عکاسی نصیبش کرد.
چند عکس او از انقلاب ايران: