در زمانی که موضوع هایی مثل جنگ، فقر و بیماری سوژه خیلی از فوتو ژورنالیست های دنیا را تشکیل می داد "اریک ولی" به سراغ "جویندگان عسل " ( هانی هانترز- کلمه "هانی" انگلیسی در اینترنت ایران فیلتر است ضمنا)
در نپال و تبت رفت. او که قبل از عکاسی کمد سازی می کرد با همسرش در یکی از همین سفرها آشنا شد و زبان محلی هم یاد گرفت.
محلی ها با طناب های 120 متری از کوه و دره بالا می رفتند و از کندو های عسل زنبور آپریس لابوریوسا، بزرگترین زنبور عسل جهان، عسل می گرفتند.
اولین بار گزارش تصویری او در شماره نوامبر 1988 مجله نشنال جئوگرافی چاپ شد و عکس جلد مجله هم یکی از عکس های داستان او بود.


اريک در سال 2001 از توانایی خودش ناامید شد و گفت " دیگر قادر به باز آفرینی احساسی که آن موقع ها داشتم نیستم و ديگر نمي توانم احساسم را از چيزهايي که شاهدش بوده ام خلق کنم."
کاش می شد کمی از احساس اعتماد به نفس بیش از حدی را که در بعضی آدم های مملکت مان موج می زند، برایش بفرستیم، این طوری هم اریک دچار ناامیدی نمی شد هم بعضی از ماها ورم "سندرم حاد اعتماد به نفس مزمن" مان کمی می خوابید.

dorood mansorjan . in postet harf nadasht koli ba akshash va matlabet hal kardam.
10 met garm
eradatmand
vaghean!khod shiftegi inja moj mizane!va hichkas digari ro ghabul nadare!axaye in adam shadidan khoobe!man koli alaghemand shodam be webloge shoma!
--
سپيده جان ممنون از لطفت