جمعه، ۷ اردیبهشت ۱۳۸۶April 27, 2007 2:39 PM

درباره فيلم BLOW-UP (در ايران آگرانديسمان)



فیلم آگراندیسمان را بالاخره دیدم.
در باره این فیلم دیگران چيزهايي نوشته اند که به آنها لينک داده ام، اما مي دانستيد اين فيلم باعث استقبال دانشگاه ها از ايجاد دپارتمان عکاسي و توسعه رشته عکاسي در کالج های زيادی در آمريکا شد؟

من شيفته شخصيت پردازی آنتونيوني( مخصوصا عکاس که کاراکتر اصلي فيلم است) و بازی او با مفهوم"حقيقت" شدم.
فيلم های زيادی ديده ام که در آنها شخصيت عکاس، احمقانه يا فانتزی تصوير شده است. اما عکاس فيلم آنتونيوني درگیر مفهوم حقیقت است.
خود آنتونیونی به نظرم بهترین حرف را درباره عکاس و فيلمش گفته:

"واقعیت گم می شود،بتدریج و مدام تغییر ماهیت می دهد...هر وقت گمان می کنیم آن را یافته ایم ،تغییر ماهیت می دهد...شخصا،همیشه نسبت به آنچه که می بینم بی اعتمادم؛به آنچه که تصویری به من نشان می دهد،چون نمی توانم آنچه پشت آن نهفته است تصور کنم.عکاس فیلم آگراندیسمان که یک فیلسوف نیست،می خواهد از نزدیک ببیند،اما پیش می آید که به دلیل درشت نمایی بیش از حد شئ،آن شئ متلاشی و در نهایت محو می شود.بنابراین،در یک لحظه واقعیت را به چنگ می آوریم،اما بلافاصله لحظه ی بعد آن را از دست می دهیم."
منبع

هزار تو :آگراندیسمان(Blow up)
اثر میگل آنجلو آنتونیونی، 1966، ونسا ردگریو، سارا مایلز، دیوید همینگز، فیلم‌نوشته‌ی آنتونیونی بر اساس داستان کوتاهی از خولیو کورتازار
واقعیت چیست و خیال چیست؟ توهم تا کدام مرز می‌رسد؟ آیا با بزرگ‌نمایی به واقعیت بیش‌تر نزدیک می‌شویم یا خیال را پررنگ‌تر می‌کنیم. تصویری که از دریچه‌ی ویزور دوربین عکاسی دیده می‌شود، تا چه اندازه قابل اعتماد است؟ و فکر نکنید اگر آگراندیسمان را ببینید، پاسخ را به دست می‌آورید!
(گویا خیلی به گفتار متن تیزرهای سینمایی شبیه شد!) فراموش نکنید که این فیلم متفاوت از آنتونیونی را با کیفیت تصویری خوب ببینید.



کاوه مشکات: تمام این ها ذات است اما واقعیت در بیرون از این فروشگاه ها عریان ایستاده. حقیقت درست در بغل دست ما است. نمود بارز فاصله بین واقعیت و حقیقت در سکانس انتهایی فیلم آگراندیسمان آنتونیونی جلوه گر می شود.آنجا که توپ تنیس فرضی جلوی پای عکاس می افتد و او با اشاره افرادی که داخل زمین تنیس هستند توپ را برایشان پرتاب می کند.در این مدت بیننده چیزی جزء انگشتانی دستی که وانمود می کنند توپی را در بر گرفته اند نمی بینند.توپ تنیسی وجود ندارد ولی این حقیقت است یا واقعیت است؟

جهان تلخ و بسته آنتونيونی
سال ها است كه هر بحثى درباره سينماى مُدرن، به «ميكل آنجلو آنتونيونى» مى رسد
از میان ابرها؛ درحاشیه فیلمنامه"آگراندیسمان"
شخصیت پردازی در سینمای آنتونیونی

Comments:
YALDA:

MERSI KHOSHKEL BOD

]

آلوچه خانوم:

آگران دیسما ن ... بذار برات تعریف کنم شاید سال 69 هجری شمسی است چهارم دبیرستانم تلوزیون چهارشنبه ها یک برنامه دارد به اسم "سینما در یک نگاه" ... در یکی از قسمت ها کلی درباره اش تعریف میکنند ... پدرم میگوید فیلم را دیده و تا مدتی درگیرش بوده و من تازه دارم یاد میگیرم درگیر فیلمی باشم در به در دیدن آگراندیسمانم ... چند سال بعد به هیچ آکدام از فیلمهایی که بابا را به هم ریخته بودند اطمینانی ندارم نه جوانان خشمگین وست ساید استوری مرا به هم ریخته اند نه عشق بی پایان شکوه علفزار بیشتر از تحت تاثیر چیزهایی هستم که منتقدین مجله فیلم میگویند پاریس تگزاس ویم وندرس مرا به هم ریخته آرزوی دیدن بهشت برفراز برلینش را دارم ...آگراندیسمان را میبینم ... کمی تا قسمتی قاطی میکنم ... با دوستم با هم می بینیم قاطی میکنیم ... برادر دوستم بچه مدرسه راهنمایی است سالها بعد وقتی درگیر کنکور هنر بود آرزوی دیدن آگراندیسمان را دارد برایش تعریف میکنیم که یک روزی داشتیم مید یدیمش مسخره مان می کردی آنروز نهایت موفقیت دنیا برایت مهندس شدن بود از شریف یونیورسیتی ... باور نمی کند که دم دستش بوده و ندیده اش ...
نمی دانم چرا همه اینها را اینجا نوشتم هنوز پست جناب عالی را کامل نخوانده ام ! تما م چیزهایی که آگراندیسمان یکجا به خاطرم آورد برایت تعریف کردم . همین !
--
ممنون آلوچه خانم عزیز
چقدر تصویر دارید از این فیلم،
سلامت.

  ارسال نظر

If you haven't left a comment here before, you may need to be approved by the site owner before your comment will appear. Until then, it won't appear on the entry. Thanks for waiting.





photos

search

-->

Subscribe in Nasiriphotos 

Add to Google Reader or Homepage