سال 1981 یوجین ریچاردز، عکاس آمريکايي عکس هايش را از زني که به سرطان سينه مبتلا بود، زد زير بغلش و رفت سراغ مجله ها که داستانش را چاپ کند، اما هيچ مجله ای حاضر نشد عکس های او را چاپ کند آنها مي گفتند مخاطبان علاقه ای به این داستان وحشتناک ندارند. يوجين ولی به کار روی داستان و جستجوی مجله ای برای چاپ آن ادامه داد تا اين که مجله "امريکن فوتوگرافر" مقاله تصویری او را در 14 صفحه با نا م "سفر دوری" چاپ کرد، "دوری" يا " دوروتی لینچ " زني بود که اجازه داد ريچاردز از او عکس بگيرد. آن موقع سرطان و به خصوص سرطان سينه جزو موضوع های ممنوعه عکاسي بود.
یک سوتیتر مقاله، سوالی است که پزشک از دروتی می پرسد:
asked if she left less of a woman
"No, I'm happy to be alive"
ريچاردز بعد از يک رابطه طولاني و نزديک با دروتي ازدواج کرد و هم چنان از جنگ او با سرطان، و خودش که حالا جزيي از زندگي دروتي بود عکاسي کرد.
دو سال بعد دروتي در گذشت و در سال 1986 ريچاردز کتابي به نامExploding into life را از اين ماجرا منتشر کرد.
کار او رابه عنوان شاخصه ای در تاريخ فوتوژورناليسم به نام autobiographical photojournalism
(چه اسم خفني)مي شناسند.
مجله "پي دي ان" در شماره ويژه اش او را يکي از 20 عکاس برتر جهان معرفي کرده است.
این هم عکس خود خوش تیپش:

یکی گرونه جان خودم.
مطالب اینجوری خیلی می چسبه و واقعا ارزشمنده. مرسی.
به همین جهت سنگ پای الصاقی به کتاب با من....
اصله اصل مید این سبزه میدان قزوین
معرفي بسيار جالبي بود، ممنون