روزانه حجم زیادی عکس خبری به مناسبت های مختلف در جهان تولید می شود بیشتر این عکس ها تاریخ مصرف کوتاهی دارند و عمرشان کم و بیش برابر عمر خبر اولی است که ضمیمه آن هستند.
این عکس ها به ندرت نقد و بررسی می شوند و کمتر به تاثیر آنها بر ذهن مخاطب پرداخته می شود.
یکی از خبر های اولی که همین اواخر مثل فیل های خبری دیگر هوا شد، انتشار اعتراف نامه خالد شیخ محمد درباره مسوولیت او در طراحی حمله های 11 سپتامبر بود.
زمانی که مجله تایم و خیلی نشریات دیگر عکس او را به عنوان مظنون تحت تعقیب برای اولین بار منتشر کردند، دو تصویر کنار هم از او دیده می شد که مردی آراسته و تر و تمیز را نشان می داد، البته در عکس ژیگول تر- شاید به عمد و شاید اتفاقی - کراواتش بریده و حذف شده بود.
در این عکس، شیخ محمد قیافه ای معمولی و حتی برای خیلی ها مقبول و آدم حسابی داشت:
اما در تصویری که اخیرا از او منتشر شد و یکی دو روزی عکس اول همه سایت ها و خبرگزاری ها بود، شیخ محمد را درب و داغان و بد تر از آن با زیر پیراهنی که بد جوری موهای تنش را نشان می داد، در جلوی دیواری که از او نابود تر بود می دیدیم:

بعد از انتشار این عکس، سیلی از جوک ها و کاریکاتورها ی مختلف با موضوع موهای بدن شیخ محمد و قیافه درب و داغانش، همه جا را پر کرد:

شاید شیخ محمد قاتل هزاران انسان باشد شاید او سر دانیل پرل و خیلی های دیگر را گوش تا گوش بریده باشد اما سوال درباره انتشار چنین تصویری از اوست.
آیا او و هر انسان دیگری حق دارد در باره سرو وضع خودش در تصویری که قرار است در برابر چشمان میلیون ها انسان قرار گیرد تصمیم بگیرد؟ کسی به او گفته « "شیخ محمد " در جریان باش که قرار است عکست را دنیا ببیند، می توانی لباس زندانت را تنت کنی و با تف به موهایت صفا دهی، امکانات اينجا همين است.»
کسي چه مي داند؟ شايد شيخ محمد از نوجواني هميشه تنش را از نگاه بقيه پنهان مي کرده ، شايد از ترس ديده شدن آن موها هميشه يخه اش را تا ته مي بسته. شايد آن که تصوير او را با لباسي که سوراخي قاعده يک ديگ امام حسيني دارد، منتشر کرده، اين را مي دانسته. شاید مخ شیخ محمد آن قدر لوله بوده و بازجو و زندانبان آنقدر روی اعصابش رژه رفته اند که دیگر مجال و رمقی برای فکر کردن به سرو وضعش نداشته اما این وسط، نقش عکاس و رسانه چیست؟
این سوالی است که می شود در باره عکس های داخلی خودمان هم مطرح کنیم. مثلا تصاویری که از همین ملوانان دربند انگلیسی منتشر شد به نظرتان چگونه بود؟
یا آن عکس هایی که از یک مرد اعدامی در زاهدان - که گفته می شد تروریست است- منتشر شد و او را در حالیکه ادرارش جاری بود بر بالای چوبه دار نشان می داد.
لطفا نظرتان را بنویسید.
درود منصور جان . به نظر من تو این زمانه چه قبل و چه بعد ها . عکاسها چه بخوان چه نخوان عکسهای مستند اجتماعیشون رو میگیرن . و این نشریات و سایتها هر جوری که بخوان ازش تو موقعیت خواسش به بهترین شکل ممکن که به نفعشون باشه و با سیاستشون همگام باشه ازش استفاده و بهره برداری می کنند . حالا اینجا عکاس ها شاید بتونند همه فریمهاشون رو تحویل ندن و متاسفانه از اونجایی که دستمزد عکاس بستگی به این داره که عکسهایی بگیره که سردبیرها و ... خوششون بیاد تا به حقوقشون برسند . اون موقع کار گره می خوره و اینجور عکسها که به قول شما شاید طرف دوست نداشته این تصویر رو حتی دوستهاش ببینن چه برسه جهانیان الان باید نظاره گر عکسش و بدتر از اون کاریکاتورهاش هم بشینه . . .
ارادتمند . منصور جان انشائا.. برنامه ها حل بشه هفته آتی می بینمتون . به امید دیدار