اين حاجي پدرسوخته

دومين مراسم شاخ و شانه کشي ميان عکاس ها و بلاگرها در پارسال – که يک موردش را قبلا نوشتم- مربوط به افتضاح "عدنان حاج" عکاسی بود که در لبنان عکس هايش را به خبرگزاری رويترز مي فروخت و احتمالا جريانش را مي دانيد.
اين دفعه بلاگرها حرف حساب مي زدند، ماجرا از آن جا شروع شد که همان بلاگر معروف آمريکايي
" چارلز فاستر جانسون" نويسنده وب لاگ Little Green Footballs متوجه دست کاری يکي از عکس های رويترز از جنگ اخير لبنان شد و در وب لاگش ماجرا را همراه با عکس منتشر کرد.
جانسون جانور عجيبي است او که چند روز ديگر -13 آوريل- 54 ساله مي شود، گيتاريست Jazz است و در 29 آلبوم مختلف نوازندگي کرده. طبق آمار سايت تکنوراتي وب لاگ او جزو 50 وب لاگ محبوب اينترنت است.
بعد از آن که جانسون، پته عدنان حاج را روی آب ريخت، رويترز عکس های او را بررسي و اخراجش کرد تمام 920عکس او از آرشيو خبرگزاری حذف شد.
"حاج عدنان" مثل بعضي حاج آقا های ديگر از آن پدرسوخته ها و متقلب هايي بود که نامش در تاريخ ثبت شد. وقتی بلاگرها ماجرا را فهميدند اينترنت و منابع ديگر را براي يافتن عکس هاي عدنان زيرو رو کردند
و تازه معلوم شد که عدنان فقط در انگولک کردن عکس تخصص نداشته و هزار جور پدرسوخته بازی ديگر هم موقع عکس گرفتن از خودش در آورده و به مخاطبان قالب کرده است. او برای بسياری از عکس هايش که در يک روز خاص گرفته بود زير نويس های من در آوردی مي نوشت تا آن عکس ها را مربوط به روزهای مختلف نشان دهد و اين طوری وانمود مي کرد که مثلا يک هفته روی سوژه اش کار کرده. عکس هاي زيادی از او پيدا شد که در آنها يک شخص خاص – که احتمالا عدنان او را به عنوان مدل! استخدام کرده بوده –در جاهای مختلف و مثلا صحنه های متفاوت مناطق جنگي حاضر شده و در حال راه رفتن، گريه کردن و ژست های ديگر از او عکس گرفته بود.
اين وب لاگ را ببينيد که با چه دقت و جزيياتی پته حاج آقا را روی آب ريخته، آدم اگر هم مي خواهد به حق خشتکي را بادبان کند اين طوری بادبان کند.
مقايسه کنيد با روش های وطني بعضي از ما در برافراشتن بادبان، که فعلا قصد پرداختن به آن را ندارم.
تاثیر وب لاگ را صفا کردید؟ قابل توجه آنها که این رسانه را برگ چغندر فرض می کنند. درست است که نمونه های وطنی این جانسون خان و وب لاگش برای ما اگر نه نایاب، بسیار کم یاب است و فضای خیلی از وی لاگ هایمان را بطالت، خود شیفتگی، جارو جنجال وانتشار نفرت پر کرده، اما اینها دلیلی بر بی مایه فرض کردن این رسانه به طور عام نیست.
سلام
بعد از چند سال دوباره امروز سایت شما رو دیدم و ....
وبلاگ جالبی دارید اما چرا اینقدر لحن شما تغییر کرده ؟!!!! نوع ادبیاتی که از اون استفاده می کنید اصلا زیبنده شما نیست
سلام من عکس هاو نوشته هاتونو همیشه با شوق دنبال می کنم...
متاسفانه وبلا گ منخیلی شخصیه اصلن برای همین می نویسم که سانسوری هی ...یواشکی ها و همه ی چیزهای شخصیه را که تو زندگیه روزمره ام پنهان می کنم را اینجا بنویسم...به هر حال شماموفق باشید
--
سلام "شما"
ممنون از لطفت چرا متاسفانه؟ مگر مطالب شخصي کم ارزش تر از مسايل ديگه ان؟ به نظرم اونها هم اگه صادقانه باشن مخاطب رو جذب مي کنند
سلامت.
چقدر جالب معرکه بود
ممنون
--
خواهش دوست عزیز