پنجشنبه، ۲۱ دی ۱۳۸۵January 11, 2007 3:55 AM

مجوز ورود به محدوده طرح ترافيک تهران، يکي از معدود امتيازهایی است که در اينجا به خبرنگاران
مي دهند تا بچسبانند روی شيشه اتومبيل شان و حالش را ببرند.
اين برچسب را مثلا به پزشکان هم مي دهند، البته در ازای سلفيدن دويست – سيصد چوب (هر چوب معادل يک اسکناس هزاری است)
اما خبرنگاران فقط بيست چوب بابت اين بر چسب - که هر سال نقش و نگارش بسته به ذوق هنری مسوولان وقت سازمان ترافیک عوض می شود- می پردازند. امسال طرح اين برچسب ها بی ارتباط با طرح و پيشنهاد افزايش جمعيت نيست.

حالا بگذریم که بعضی از مراحل کامل کردن مدارک ريز و درشت دريافت اين برچسب، آدم را ياد آزمايش های ادرار، برای اثبات عدم اعتياد به ويژه در مناطق معتاد خيز مي اندازد که معمولا کله صبح و تحت تدابير ويژه امنيتي در سلول های دو نفره ( با حضور ناظر برای اين که مبادا شخصي ادرار شخص ديگری را به جای خودش قالب کند) يا به صورت دسته جمعي و در سالني با آينه های قدی دور تا دور، انجام
مي شود. از اين گلاب گيری روح افزا بگذريم و به همان برچسب کذايي بپردازيم.


معمولا در این کلاس های روزنامه نگاری – من شانس حضور در هیچ نوعش را نداشته ام- مي گويند ژورناليست بايد objectivity يا بي طرفي و بي نظری خودش را حفظ کند و fairness يا انصاف داشته باشد. اگر در برنامه خبری، اهل سياست ، تجارت، ورزش يا زبانم لال هنر، به او سکه ای چيزی پيشنهاد دادند يا مثلا گفتند بيا برويم سفر و گشت و گذار يا به رستوران و صرف غذا دعوتش کردند، خيلي مودبانه دعوت شان را رد کند. به نظرم فرقي هم نمي کند غذای پيشنهادی کالباس باشد يا آبگوشت نذری و پیشنهاد دهنده محمود باشد یا محمد.
حتي مي گويند اگر قرار بود برای تهيه گزارش به منطقه ای برويد و سفر، تنها با وسايل ارتشي ممکن بود بايد اين را در گزارش تان بياوريد که من سوار ارتش شدم و او من را به آن جا رساند.( حالا نه به این ضایعی که من گفتم ) این سواری باید گفته شود اما نباید شما را تحت تاثیر قرار دهد و گزارش تان را جانبدارانه کند.
اينها که گفتم درست بود يا نه، خانم روزنامه نگار؟

خبرنگار امتیاز هایی دارد که همه، ابزار او در کشف حقیقت و اطلاع رسانی هستند، مثل همین برچسب مجوز ورود به طرح ترافیک تهران.
ولي خبرنگاری که ظهر سر کارش مي رود و تمام فعاليتش به copy/paste کردن مطالب از اينجا و آنجا محدود مي شود چه نيازی به استفاده از اين مجوز دارد؟ خبرنگاری که حتی در طول سال، یک گزارش یا عکس موثر که بدردی بخورد تولید نمی کند و از این برچسب جز برای رساندن خاله و خانبانجی به بازار و آرایشگاه و سبزی فروشی استفاده دیگری نمی کند، در برابر جامعه ای که گیرم همین یک حق و امکان را به او داده است چه حرف حسابی دارد؟
این سوال را چند روزی است موقع نگاه کردن به این برچسب از خودم می پرسم.

Comments:
پشمالو:

با دیدن عکسهای چند پست قبلت یهو یاد" زندگی جنگ و دیگر هیچ"برام زنده شد....امیدوارم خونده باشیش مال فالاچیه...خیلی جالبه....
--
بله عصيان عزيز خوندمش و دنبال نسخه اينترنتي يا الکترونيکي اش هم مي گردم . اگر سراغ داری خبر بده
سلامت.

پرستو:

خیلی درست می گی، منصور. من هم خیلی به این موضوع فکر کرده ام و به نظرم اخلاقی نمیاد که آلوده کنیم هوا رو--مایی که همیشه داریم گزارشِ هوای آلوده رو می نویسیم--و ماشین ببریم توی قسمت طرح ترافیک فقط برای این که رفت و آمدمون ساده بشه.

ata:

و شرایط را امسال برای غیر خبرنگارها سخت‌تر کردند و من نتوانستم آن برچسب کذایی را این بار بگیرم و دهانی است که دارد از ما سرویس می‌شود آقا!

  ارسال نظر

If you haven't left a comment here before, you may need to be approved by the site owner before your comment will appear. Until then, it won't appear on the entry. Thanks for waiting.





photos
feed
Add to Google Reader or Homepage

Subscribe in Nasiriphotos 
copyright
All images are copyright protected © Mansour Nasiri