
...مي پرسي با کسالت و بي خوابي شب چه طور به سر مي برم؟
مثل شمع:
همين که صبح مي رسد خاموش مي شوم و با وجود اين، استعداد روشن شدن دوباره در من مهيا است.

بنياد World press photo برای پنجاه سالگي اش کتابي به وزن دو کيلو و نيم – دقيق وزن نکرده ام – منتشر کرده به نام things as they are که من توی خواب هم نمی دیدم آن را در قفسه کتابم داشته باشم.
دوست خيلي خيلي خيلي عزيزی اين کتاب را به من هديه داد و فکر کردم شايد معرفي کتاب باعث شود، از ما بهتراني که برای اين جور کارها بودجه در اختيار دارند، به جای خريد بعضي مجله و کتاب های بی خاصيت عکاسي، اين کتاب را برای کتابخانه دانشکده يا هر جايي که امکان استفاده و مطالعه چهار تا جوان علاقمند را فراهم مي کند، تهيه کنند.
اين کتاب برای کسي که به فوتوژورناليسم علاقمند است، ديدني ها و خواندني های زيادی دارد.
”things as they are” آن طور که "سباستيو سالگادو" عکاس مشهور برزيلي، پشت جلدش نوشته، داستان فتوژورناليسم مدرن را از "خانواده بشر" –اسم مجموعه و نمایشگاه عکس عظيمي از عکاسان مختلف- و روزهای درخشان مجله لايف در سال 1955 تا دوره موبایل های دوربین دار در روزگار حاضر روايت مي کند.در اين کتاب، 120 مقاله تصويری (picture essay) مهم و شاخص فوتوژورناليسم از نشریات مختلف، همراه با متني در باره آنها چاپ شده و عکس ها يي که در 50 سال گذشته تبديل به نماد و سمبل يا به قول فرنگي ها iconic شده اند و در دوره های مختلف مسابقه world press photo هم جايزه گرفته اند، همراه با شرح و حاشيه مربوط، کنار اين مقاله ها هستند.
اين کتاب، چند جايزه هم گرفته و خيلي از نشريات و آدم های خفن، جمله های قصاری شبيه آن چه روی جلد DVD فيلم های سينمايي مي نويسند، در باره این کتاب گفته اند، پيتر مارشال، نويسنده معروف مقاله های عکاسي، کلي در باره اين کتاب مطلب نوشته که به سبک روی جلد فيلم ها خلاصه اش مي شود اين که
" يک کتاب درخشان که آدم از ديدن و خواندنش کف مي کند"
مرکز بين المللي عکاسي، جايزه بهترين کتاب عکاسي سال 2005 را به اين کتاب داده و Wallpaper* آن را به عنوان يکي از ده کتاب برتر دهه، انتخاب کرده است.
گذشته از اين جايزه و قرتي بازی ها، اعتبار کتاب در روايت مستند و صحيح و شرحي است که در باره عکس ها و مقالات تصويری شاخص فوتوژورناليسم به خواننده می دهد. در باره اشتباه ها و بحث های اخلاقی مربوط به بعضي عکس های معروف هم مطالب خوبي در اين کتاب آمده است.
مجوز ورود به محدوده طرح ترافيک تهران، يکي از معدود امتيازهایی است که در اينجا به خبرنگاران
مي دهند تا بچسبانند روی شيشه اتومبيل شان و حالش را ببرند.
اين برچسب را مثلا به پزشکان هم مي دهند، البته در ازای سلفيدن دويست – سيصد چوب (هر چوب معادل يک اسکناس هزاری است)
اما خبرنگاران فقط بيست چوب بابت اين بر چسب - که هر سال نقش و نگارش بسته به ذوق هنری مسوولان وقت سازمان ترافیک عوض می شود- می پردازند. امسال طرح اين برچسب ها بی ارتباط با طرح و پيشنهاد افزايش جمعيت نيست.