شنبه، ۱۱ آذر ۱۳۸۵December 2, 2006 7:22 PM

حتي تصور بستری شدن احتمالي و عمل جراحي را در بيمارستان نداشتم بوی درمانگاه و بيمارستان و مطب حالم را بد مي کرد.
ولي مرز سلامتي و روال عادی زندگي آدم با ناتواني و از کارافتادگي بسيار باريک تر از آن است که تصور مي کردم.وقتي اولين بار پزشک- که از اين به بعد اورا کاتسف يا همان قصاب خودمان مي نامم- گفت بايد سريع عمل کنم، جو گير شدم و با افسردگي شديد از مطبش زدم بيرون و با خودم گفتم زندگي بدون کوله ی سفر، برای من چيز احمقانه ای خواهد بود.
اما جراح ديگری در تهران- که از اين به بعد اورا دکتر جگرفهم می نامم- برخورد ديگری با من داشت، او که اصولا بيشتر، جراحي های ظريف و زيبايي انجام مي داد و سرو کارش اغلب با خانم ها بود، بسيار ظريف و لطيف با موضوع برخورد کرد طوری که اگر امکان داشت از او مي خواستم همان بغل ها روی تخت مطبش من را عمل کند.
جگرفهم بر خلاف کاتسف جواب سوالاتم را مفصل و با دقت می داد، از کاتسف نمی شد بیش از سه سوال پرسيد چون سوال چهارم به بعد را با چاقو جواب می داد.
سوال اصلی من از کاتسف و جگرفهم این بود" آیا بعد از عمل به شرایط عادی قبل از عمل برمی گردم يانه؟"
و برایشان توضیح دادم شغل من طوری است که ده –پانزده کیلو بار را با خودم اين ور و آن ور می برم.
به قول عزیزی که مرا به مطب جگرفهم برده بود،با این توضیح، احتمالا آنها فکر کرده اند حمالم.
جگر فهم گفت "آره جيگرجون مي توني خوبشم مي توني، فدات."
اما کاتسف چنان محکم معاينه ام کرد و از روی شکم عمل را بازسازی کرد که نفسي برای پرسيدن سوال برايم باقي نماند. اصلا همه کارهاي کاتسف همينجوری بود صبح پنجشنبه کاتسف باز سراغمان آمد و در حاليکه خودکاری به دست داشت محل جراحي من و بقيه بيمارها را علامت و در حقيقت"داغ" زد. لعنتي چنان خودکار را در شکمم فرو کرد که از درد به خودم پيچيدم.جگر فهم احتمالا همين کار را با استفاده از رژلب انجام مي دهد.
2v9426a.jpg


لباس عروس، لباسي است که شب قبل از عمل بيمار به تن مي کند. اين لباس مدل های مختلفي دارد در اينجا لباس عروس مدل شب را مي بينيد که چون بندهای آن از پشت باز و بسته مي شود به اين نام معروف است.

Comments:

  ارسال نظر

If you haven't left a comment here before, you may need to be approved by the site owner before your comment will appear. Until then, it won't appear on the entry. Thanks for waiting.





photos

search

-->

Subscribe in Nasiriphotos 

Add to Google Reader or Homepage