
در زينبيه جاي سوزن انداختن نيست، کرور کرور زائران شيعه ايراني،
لبناني، عراقي، کرد و عرب روي محوطه دور
ساختمان حرم ، در راهروها و نمازخانه و
دور ضريح مشغول راز و نياز و زيار تند
بعضي ها هم گوشه اي را پيدا کرده اند و
دور هم جمع شده اند و به زبان و سبک خودشان عزاداري مي کنند.
از در پشتي زينبيه
يا به قول عرب ها "مقام سيده زينب" در ده کيلومتري شهر دمشق که بيرون بيايي کمي
بالاتر
در سمت چپت قبرستاني قديمي را مي بيني که خبري از ازدحام آدم ها در آن
نيست.
در ورودي قبرستان تابلوي سبزرنگ کوچکي تکليف آنهايي را که به دنبال مزار
علي شريعتي مي گردند روشن
کرده است. تابلويي که با فلشي به سمت چپ "قبر الدکتر
شريعتي" را نشان مي دهد.

در ست در گوشه سمت چپ قبرستان اتاق کوچکي قرار دارد که ديوار
های مرمری سفيدش پر از نوشته هايي به فارسي است که دوستداران شريعتي پس از مواجه
شدن با در بسته آرامگاه او آنها را نوشته اند.
عليرضا نوشته "زينب نگو در کربلا
چه گذشت بگو ما چه کنيم، دکتر شريعتي"
يک نفر نوشته " دوست داشتم مزارت را
گلباران کنم اما در بسته بود
" فاطمه نوشته" ان شاء الله من در امتحان کنکور
قبول شوم"
نگهبان را صدا زدم تا در را باز کند اما گفت کليدش در دمشق است و دست
من نيست. بايد از دمشق اجازه بگيری و حرف هايي از اين دست. از پشت شيشه و لابلای
نرده های در، يکي دو عکس مي گيرم و مي روم.
