
بخشي از ساختمان هاي اطراف ميدان "جمهوری"
ايروان
يکي از بي شمار عناصری که شهر هاي ما را حتي در مقايسه
با شهرهای بعضي همسايگانمان نظير ايروان، به خصوص در شب، زشت و سرشار از کج سليقگي
نمايش مي دهد نور پردازي يا به عبارت بهتر چپاندن نورافکن های فله ای در گوشه و
کنار خيابان و ساختمان هايمان است.
اگر هنگام شب از ميدان توپخانه تهران گذر
کنيد، ساختمان هاي زيبا و قديمي را خواهيد ديد که کنار ديوارشان نورافکن هايي با
نور سبز درزمين فرو و به خيال خودشان ساختمان را نور پردازي کرده اند.
چند شب
پيش که گذرم به خانه هنرمندان تهران- ونه ايران- افتاد، ديدم يک نورافکن سبز رنگ
چپانده اند جلوي سردر و وورودي زيباي ساختمان. مي خواستم به دفتر مراجعه کنم و
بگويم جايي که نامش خانه هنرمندان است نبايد اين طور ناشيانه و زشت از نور استفاده
کند، اما نمي دانم چرا احساس کردم، ميخ کوبيدن بر سنگ است و راهم را کشيدم و رفتم.
گذشته از اين نور هاي سبز و قرمز- که نمي دانم کدام کج سليقه اي تخمشان
را در کوچه و خيابان هاي شهر هاي ايران پخش و پلا کرده - استفاده از نورهاي
زرد به جاي نورهاي سفيد در ورودي شهرها و بر بالاي جاده ها و بزرگراه ها به
شهرهاي ما گرد رخوت و رکود پاشيده است.
آنها که اين نور نامناسب و کسالت
بار را بر سر شهر ها فرود آورده اند اگر کمترين اطلاعاتي در مورد "وايت بالانس" يا
به عبارتي" تراز سفيدي" در عکاسي و فيلم برداري داشتند، هرگز نور سفيد را با نور
زرد رنگ اين لامپ ها جايگزين نمي کردند.
به عکس هاي شب بسياري از شهرهای جهان
نگاه کنيد و ببينيد در سال هاي اخير چگونه لامپهاي با نور سفيد را جايگزين
لامپهاي تنگستن معمولي کرده
اند.
"نا هنجاري
ها و زشتي هاي شهرهاي ما علامت پاشيدگي وخيمي است که ريشه اش در فضاي ويرانه درون
ماست. ارتباط اين دو، همچون ارتباط بين زبان و جوهر انساني، بيش از آنست که تصور مي
رود. مغول خراب کرد ولي ايراني برروي آن ويرانه ها درخشان ترين دوره معماري را پديد
آورد اما اين بار ايراني ساخته هاي نياکاناش را بي دريغ و به خواست خود نابود مي
کند و به جاي آن جعبه هاي بي قواره مي سازد."
اين فراز را از کتاب "آسيا در
برابر غرب" نوشته "داريوش شايگان" آوردم.( اين همان کتابي است که در فيلم "هامون"
اثر "داريوش مهرجويي" هامون به "مهشيد" مي دهد ومي گويد، اگر مي خواهي مخت کار کند
اين را بخوان.)