
جاي مهرورزي بروبچه هاي تيم ملي روي صورت "لوييس
فيگو"عکس : Adnan Hajj
اين نوشته دلي يا به عبارت دقيق تر،
شکمي کسي است که فرق کعبي با رونالدو و تراکتور سازی با منچستر يونايتد را نمي
داند، اما معتقد است تيم ملي فوتبال هر کشور بازتاب و نماينده اي از جامعه و اوضاع
و احوال درون آن کشور است.
درست است که ما ملتي با حافظه تاريخي ضعيف هستيم
اما بعيد مي دانم اخبار مربوط به ماجراهای اخير تيم ملي فوتبال را در راه آلمان، به
اين زودی فراموش کرده باشيم.
وقتي که قرار بود سرودي براي تيم و تماشاگران
ايراني ساخته و اجرا شود هرکسي ساز خودش را مي سازد، نام هاي زيادي تا روزهاي آخر
به عنوان خواننده و آهنگساز مطرح شد، يک بار گفتند سفارت آلمان به فلان خواننده و
گروهش ويزا نداده است و بار ديگر گفتند خواننده در آلمان است اما به گروهش ويزا
نداده اند؛ مصداق واقعي داستان معروف و نغز مثلث" قيف، قير و قير ريز" متن سرود که
اعلام شد آدم احساس مي کرد شاعر روزگاری اين شعر را برای مسابقات WWF يا همان کشتي
کج معروف سروده اما چون به علت خشونت بيش از حد، شعر را مناسب پخش در اين رقابت ها
نديده اند،آن را به شاعر پس داده اند تا اينکه بالاخره شاعر آزرده دل شعر را
ازگنجه بيرون آورده و همه را غاقلگير کرده است:
« عزم و ايمان فخر و آواز است
آنک / مرد ميدان توپ و دروازه است آنک / گر حريفان داغ گل چينند از گل / جيب ياران
بلبل تازه است آنک ...»
وقتي قرار شد نامي براي تيم ملي مان انتخاب شود تا بر
بدنه اتوبوس حامل آنها و جاهاي ديگر نوشته شود باز هم بلوا به پا شد؛ در اوج
نارضايتي ها و اعتراض ها ی هم وطنان تورک و درست در زماني که دست استکبار جهاني از
حلقوم يک سوسک بيرون آمده بود، نام "ستارگان پارس" را براي تيمي انتخاب کردند که
بسياري از اعضاي آن از هم وطنان لر، تورک و عرب زبان مان هستند.
وقتي اعلام شد
قرار است در "بوستان" ها يا همان پارک هاي خودمان تلويزيون هاي بزرگي براي پخش
مسابقه هاي فوتبال تعبيه شود و در چند سينما هم ملت بتوانند مسابقه ها را روی پرده
نقره اي و بازيکنان رابزرگتر از اندازه طبيعي شان ببينند، به جماعتي که دل شان را
صابون زده بودند و به پارک ها و سينماها مراجعه مي کردند، اعلام شد:" .... " (يک
جملاتي توي مايه هاي مهر ورزي و اين بحث ها)
هنگامي که تيم ملي اولين بازي اش را
انجام داد و هنوز بازيکنان به رختکن نرفته بودند، ملت خلاق و انصافا هميشه در صحنه
ما حجم شگفت انگيزی جوک و پيام هاي محبت آميز! خطاب به برخي بازيکنان و نزديکان
درجه اول اغلب، مونث آنها ازطريق ارسال SMS برای هم فرستادند و ثابت کردند به اين
ضرب المثل اصيل پارسي از دل و جان ايمان و اعتقاد دارند: " ديگي که براي ما نجوشد
همان به که کله سگ تويش بجوشد"
اخبار زير را هم به خبرهای قبل اضافه کنيد:
"حجت الاسلام علیپور رئیس کمیته فرهنگی فدراسیون فوتبال در محل ستاد فرهنگی
بازیهای جام جهانی با یکی ازمسئولان کانون هواداران به زد و خورد پرداختند که این
درگیری با دخالت سایر ایرانی ها پایان یافت"
"وحید هاشمیان و سهراب بختیاری
زاده در مسیر رختکن با ابراهیم میرزاپور درگیری لفظی پیدا کردند و این درگیری با
دخالت سایر بازیکنان فیصله پیدا کرد"
"علی کریمی به شدت نسبت به تعویض خود
دردیداربا مکزيک معترض بود . او پس از خروج از زمین به نشانه اعتراض محکم به کیف
پزشک تیم ملی ضربه زد .
کریمی پس از پایان بازی همچنان روی نیمکت نشست و با
تاخیر راهی رختکن شد"
گفت وگوی متفاوت علی دايی با اسپورتبيلد: شايد در جام
جهانی۲۰۱۰ هم بازی کردم!
به هر حال تيمي با اين همه ماجراهاي حاشيه اي پا به مسابقات جام
جهاني فوتبال مي گذارد و با تيم هايي روبرو مي شود که حرفه و شغل و زندگی شان
فوتبال و تکليف خودشان و دولت و ملت شان با اين گوي و ميدان روشن است.
به نظر
من اين تيم نماينده بسيار شايسته اي براي کشور و جامعه اش بود و تصوير واقعي از
آنها را به مردم جهان نشان داد.

Iranian female police officers, left, beat female protesters,
during a protest in Tehran, Iran, Monday, June 12, 2006. Iranian police beat
women at an equal rights demonstration in Tehran Monday, injuring at least one
protester and arresting 20 others. An invitation delivered to The
Associated Press a day before the rally demanded equal rights for women and the
nullification of a polygamy law that allows Iranian men to have four wives at
the same time. (Photo: Mansour Nasiri)



چهارمين شماره مجله 20ساله ها منتشر شد.
شماره چهارم با
تغييرات زيادي نسبت به شماره هاي قبل منتشر شده است.
بخش ورزشي با موضوع فوتبال
و جام جهاني با مطالبي از امير صدري، رضا خدادي و رامين طبرسي
بخش فرهنگي با
مطالبي از شرمين نادري، حديث و محمد لزر غلامي، بهزاد شفق، کتايون باقري و
بخش
اجنماعي با مطالبي از آزاده عصاران،اميرحسين رسوليان، سجاد سالک، سارا هاشمي نيک،
مطالب اين شماره را تشکيل مي دهند.
سردبير مسعود سفيری است و عکس های مجله
از فرهاد رنجبران، حسين سلمانزاده،
گلناز بهشتي، ابوالفضل امان الله، حسين
فاطمي،رضا خدادای و خودم است.
طرح جلد اين شماره و تعدادي از طرح هاي صفحات
داخلي کار دوست خوب و با استعدادم
احسان غلامي است. امير انوش هم کار
گرافيک و صفحه آرايي مجله را انجام داده است.

از طراحي اين صفحه مجله عکاسي Ei8ht خيلي خوشم آمد. نمونه استفاده
خلاق از فونت و عکس در کنار هم است، بي آن که يکي فدای ديگری شده باشد.
در
ايران بيشتر صفحه بندها و مديران هنری در گوشه و کنار کارشان عناصري مثل مربع و
دايره يا به تعبير من "بينگول" هايي اضافه مي کنند که اگر بگويي آنها را از کنار
عکس و نوشته ها بردارند بهشان بر مي خورد و مي گويند " اين امضای ما است"
عجيب
است که در ميان آنها کمتر کسي به امضای ساده و بي" بينگول" اعتقاد دارد.