بين تعطيل کردن سايت و گذاشتن تبليغ، بر خلاف ميل شخصي مجبور شدم
دومي را انتخاب کنم.هزينه نگهداري سايتي که ملاط اصلي اش عکس است سنگين است.
البته بنر بالا طبق قول دوستان بلاگ نگاري قرار است زاغارت نباشد و آبروداري
کند.
اين نکته را هم بگويم که از اين بنر چيزي به ما نمي ماسد و فقط قرار است
دوستان ميزبان سايت در ازاي قرار دادن آن چشمانشان را بر ترافيک و رفت و آمد و فضاي
خانه اي که به نصيري فوتوز داده اند ببندند!
باورم نمي شود که درختي که پارسال همين موقع ها بالاي مزار پدر
کاشتيم يک ساله شده باشد.
گاهي باورم نمي شود که هجدهم تيرماه پارسال بعد از
روزها دوري از پدر، به محض بازگشتم به خانه
به مزار رفتيم و خودم
پدر را بغل کردم و به گورکن سپردم.


فعلا
تهران نيستم و اينجا هم تا دوشنبه آينده به روز نمي شه
يه جاي با
صفا وسط کوير مشغول عکاسي هستم

مقاله تصويري يا Photo Essay بخش ثابت و پر مخاطب بسياري از
نشريات معتبر دنيا است در حالي که در مطبوعات ما ناياب يا بسيار کم ياب است. فکر مي
کنم دليلش هم بيشتر به مديران و سردبيران مطبوعات ما برگردد تا عکاسان، وقتي
روزنامه از عکاس فقط تک عکس يا يک عکس تزئيني مي خواهد، مقاله تصويري جا و مجالي
براي ارائه پيدا نمي کند.
مقالات تصويري "لس ستون" جايگاه ويژه اي در مطبوعات جهان دارند. او استاد اين
کار است و به نظر من در مقاله تصويري
"الماس هاي خون" مهارت و توانش را در
ارائه يک مقاله تصويري بي عيب و نقص، نشان داده است.
لس ستون در متن مقاله
کوتاهش-حدود يک صفحه A4- که با بيست و هفت عکس ارائه شده، زندگي مردم سيرآلئون و
ارتباط آن را با معادن و تجارت الماس به تصوير کشيده است، الماس هايي که در بازار
جواهر به "الماس خون" مشهورند.
قبلا نوشته بودم
که سباستيائو - يا سباستيو- سالگادو در حال انجام پروژه عکاسي عظيمي به نام
"پيدايش" است.
اين يکي از عکس هاي او از سوسمارهاي باقي مانده در جزيره "رابيدا"
است، همراه با زيرنويس ساده اي که خودش نوشته است.(منظورم از خودش، سالگادو است نه
سوسمار)


گفت:از دفتر
دادستانی تماس می گیرم گوشی حضورتان آقای مرتضوی با شما کار دارن.
خواب خوشم از
سرم پرید!
مرتضوی دادستان تهران پشت خط آمد و پس از سلام و علیک گفت:چرا
اون نامه کروبی را تو روزنامه اقبال چاپ کردید من فکر می کردم تو اونجا هستی یه
آدم عاقل هست که مانع این کارا بشه!