سه شنبه، ۱۶ فروردین ۱۳۸۴April 5, 2005 11:53 AM

پيرمرد و خانه قديمي اش

پير مرد را ده سال پيش در همين خانه ديده بودم.
اشيا و حتي عکس ها ي روي ديوار هم طي اين سال ها تغييري نکرده اند، همه چيز سر جايش است
تنها پيرمرد که ازدواج نکرده و تنهادر اين خانه زندگي مي کند شکسته وبيمار شده است.

مهرماه و جشن تولد هشتاد سالگي

مهر ماه هشتاد ساله مي شود، قرار است دوستان ارمني اش مثل هر سال برايش جشن تولدبگيرند.
مي پرسم:
فکر شمع را کرده ايد، بايد عمده بخريد؟
خنده اي مي کند و مي گويد:
دوستانم خودشان فکر همه چيز هستند. چيزي که توي اين محله زياد است شمع است.

از گذشته ها مي گويد و اين که پول حقوق سابقش معادل 4 ميليون تومان الان مي شده است.
با قيمت ها مشکل دارد و مي گويد وقتي فروشنده طلب هزار تومان براي يک کيلو پنير مي کند
با خودم فکر مي کنم با اين پول مي توانستم يک وانت پنير بخرم.
با يک حساب سر انگشتي به اين نتيجه رسيده که هر دانه سيب درختي که براي ايام عيد خريده
برايش چهارصد تومان آب خورده است.

پيرمرد و انتخابات

پير مرد تمام برنامه هاي انتخابات رياست جمهوري تلويزيون را مي بيند و در باره تک تک نامزدها
نظر يکساني دارد.


Comments:

  ارسال نظر

If you haven't left a comment here before, you may need to be approved by the site owner before your comment will appear. Until then, it won't appear on the entry. Thanks for waiting.





photos

feed
Add to Google Reader or Homepage
Subscribe in Nasiriphotos 
copyright
All images are copyright protected © Mansour Nasiri