
دکتر مرد
شماره يک اين آسايشگاه است .
بچه هايش او را با هزار جلد کتاب اينجا سپردند و
دنبال کارشان رفتند.
وقتي نظر دکتر را در باره کتاب خواندن مي پرسم مي
گويد،
مي داني؟
کتاب خواندن به درد نمي خورد البته خواندن دو سه کتاب در روز طوري نيست.
ميان
کتاب ها، تز دکتراي خودش هم وجود دارد که در دانشگاهي آلماني از آن دفاع کرده
است.
دکتر عاشق موسيقي است و ""Yesterday را برايم مي خواند. تام جونز،بيتلز،
رولينگ ستونز
و جان لنون را دوست دارد و بيشتر شعرهايشان را از حفظ می
خواند.
نظر دکتر را در مورد مولانا مي پرسم، می گوید،
قران را از مثنوي بگير
چيزي از آن باقي نمي ماند.

دکتر و دوست ديگرش که
در اطريش درس خوانده، پشت "سکان" مي ايستند
و به انگليسي با هم بحث مي
کنند.
دکتر معتقد است همينطور ديمي نمي شود بحث کرد و اول بايد چارچوب و
موضوع
بحث روشن شود اما دوستش معتقد است بايد همينطوري و بدون برنامه بحث
کرد.

آينه دورتر از دکتر و
دوستش مشغول انجام تمرين هاي حرکتي است. او دچار مشکلات
حرکتي است و حرف نمي
زند.
اسمش آينه است چون عادت دارد بعد از تمرين، مدت ها جلوي آينه بنشيند و خودش
رادر آن نگاه کند.
