این واقعیت دارد كه «نشنال جئوگرافیك» دو تا از اهرام مصر را به هم نزدیك تر كرد تا در كادر عمودى یكى از جلد هاى این مجله قرار بگیرند.
و عكس جلد كتاب «یك روز از زندگى آمریكا» هم دستكارى شد تا كابوى درون عكس به ماه نزدیك تر شود. این هم براى اندازه شدن كادر و قطع بود.
آیا این به این معنى است كه «واقعیت عكسى» به پایان رسیده است؟
اما مگر اصلاً وجود داشته است؟ عكس ها همیشه دستكارى شده اند. ولى نتیجه معمولاً یك دروغ عظیم نبوده است: عكس هایى كه اتفاقى را نشان مى دادند كه رخ نداده و در موارد كم اهمیت ترى، دستكارى در پرتره ها و تصاویر تبلیغاتى.
مجلات و روزنامه هاى مصور همیشه كلى حیله هاى تصویرى و عكس هاى دستكارى شده به كار مى برند.
در نمونه هاى اولیه وقتى كه ورود دوربین به دادگاه ها ممنوع اعلام شد، تصاویر جلسات دادگاه به صورت نمایشى بازسازى و عكس هاى این صحنه ها با چیدن و در كنار هم چسباندن چاپ مى شد، شیوه اى كه هنوز هم در نشریات و حتى برنامه هاى تلویزیونى مورد استفاده قرار مى گیرد.
جراید زرد هنوز هم براى تبدیل رویا به واقعیت فرضى، عكس بازیگر مردى را در كنار بازیگر زنى چاپ مى كنند كه آنها هرگز یكدیگر را ملاقات نكرده اند یا حتى عكسى از الویس پریسلى چاپ و ادعا مى كنند كه زنده و سرحال در ساحل فلان كشور مشغول آفتاب گرفتن است.
این قبیل جراید معمولاً عكس هایى از این دست را با عبارت «باور كنید یا نه» چاپ مى كنند.
كافى است سرى به یكى از دكه هاى روزنامه فروشى مملكت خودمان بزنید تا نوع دیگرى از این قبیل عكس هاى ساختگى را با توجه به محدودیت ها و قوانین مطبوعاتى كشور، در برخى جراید ببینید: «این زن، مردان را اغوا مى كرد» در زیر عكس زنى كه صورتش را كاملاً با دودست پوشانده است!
دیدن لزوماً به مفهوم باور كردن نیست.
پرسش این است، چه زمانى دستكارى دیجیتال تبدیل به یك معضل جدى مى شود؟
تا حالا هیچ تصویر دستكارى شده دیجیتالى، باعث بروز بحران جدى و بزرگى درباره موضوعات غیر واقع نشده است. شاید این اتفاق در آینده بیفتد یا شاید هرگز آن طور كه همه تصور مى كنند، با ساختن یك تصویر جعلى توسط شخصى و تاثیر فراگیر بر افكار عمومى، اتفاق نیفتد.
تصویر زن پلنگ نما و تصاویرى از این دست كه چندى پیش در كشورمان ساخته و پرداخته شد هم تنها در مناطقى خاص و درمیان عده اى معدود با موقعیت اجتماعى خاص تاثیر داشت.
عكاسى همیشه به خاطر ضبط صادقانه روزگار از موقعیت ویژه اى برخوردار بوده است اما این درباره تمام عكس ها و همیشه صدق نمى كند.
تصویرگرى دیجیتالى، تكنولوژى عكاسى سنتى، فیلم، دوربین و كاغذ را به چالش كشیده و به تدریج بر چگونگى عكس دیدن مردم در روزنامه ها، وب و مجلات گرفته تا حتى آلبوم هاى خانوادگى تاثیر مى گذارد.
هم اكنون به نظر مى رسد تاثیر «دیجیتال» بیشتر بر نقل و انتقال، ارسال، مدیریت و اداره بوده تا بر خلق و آفرینش.
همیشه فوت و فن ها و دستكارى هاى تاریك خانه اى مانند روتوش و تكنیك هاى نوردهى وجود داشته است، این قبیل ترفند ها تنها ساده و سریع تر شده اند و محصول عمل را هم به سرعت مى توان دید.
مشكل اینجا است كه با بسیار ساده شدن دستكارى دیجیتالى عكس ها، انحراف غیرقابل اعتمادى ایجاد شده كه مى تواند تمیز كردن ساده یك عكس را به تغییرات عمده اى منتهى كند.
تشخیص این كه كجا واقعیت گم شده و عكس به قلمرو جعل وارد شده، آسان نیست.
در دنیاى تصاویر خارق العاده اى كه به بیشترین شكلى واقعى و متقاعد كننده به نظر مى رسد - مانند فیلم هاى علمى- تخیلى یا عجیب و غریب ترین عكس هاى تبلیغاتى- ممكن است تعادل میان تصاویر سرراست و واقعى سنتى و عكس هاى تماشایى ترى كه با دستكارى دیجیتالى ساخته شده اند، به هم بخورد.
سلیقه بینندگان و مخاطبان و حس اعتباریابى عكس ها توسط ما نیز در حال تغییر است: با این اوصاف آیا ما همچنان عكس هاى خبرى را از دیگر عكس هایى كه در مجلات و روزنامه ها مى بینیم جدا مى كنیم و بین آنها مرز و خط مشخصى مى كشیم؟
یك مشكل بالقوه دیگر نیز در مورد تصویرسازى دیجیتال وجود دارد؛ در دادگاه محاكمه ا جى سیمپسون وقتى عكسى به نمایش درآمد كه او را با كفش هاى مارك Bruno Magli از همان مدلى كه رد خونى آنها در صحنه جنایت دیده شده بود، نشان مى داد، او فریاد زد: جعلى!
نگاتیو وكنتاكت شیت عكس ها بررسى شد كه مدرك متقاعدكننده اى بود و به او اثبات شد كه اشتباه مى كند.
این گواه ممكن است در آینده وجود نداشته باشد چرا كه دوربین هاى دیجیتال هیچ نگاتیو و نشانه و ردى از عكس ها به جا نمى گذارند.
در گذشته «نگاتیو» نقش كلیدى ضبط فعالیت هاى عكاسى را بر عهده داشت و ضمانت معتبرى براى واقعیت عكس محسوب مى شد.
پیشرفت تكنولوژى دیجیتال موجب شده هر شخصى با یك كامپیوتر و نرم افزار دستكارى تصاویر، به سادگى قادر به برش و چسباندن طیف وسیعى از عكس ها و تبدیل آنها به یك عكس ظاهراً یك دست باشد.
از سوى دیگر ازدیاد تصاویر دیجیتالى جعلى و دستكارى شده نشان مى دهد كه نمى توانیم هر چه را مى بینیم باور كنیم. درجات مختلفى از تغییراتى كه به صورت الكترونیك قابل اجرا بر روى عكس ها هستند وجود دارد؛ برخى تغییرات فنى تنها با ظاهر و نمود عكس سرو كار دارند و در نهایت به «خواناترشدن» عكس مى انجامند، تغییراتى از قبیل تصحیح رنگ و كنتراست و كمى سوزاندن.
این خصوصیات همگى بخشى از «گرامر» عكاسى به شمار مى آیند، مانند گرامرى كه با لغات سرو كار دارد و شامل ساختمان جملات، پاراگراف ها و غیره مى شود و امكان و اجازه خواندن متون را به خوانندگان مى دهد. گرامر عكاسى نیز براى ما امكان خواندن یك عكس را فراهم مى كند.
این تغییرات- مانند همتایان تاریك خانه اى شان- نه اخلاقى هستند و نه غیراخلاقى، اینها فقط تكنیكى و فنى هستند.
تغییرات محتوا مى تواند اساسى و غیراساسى باشد (این یك تمایز قدیمى ارسطویى است). تغییرات اساسى معنى عكس را تغییر مى دهند و تغییرات غیراساسى ضمن تغییر جزئیات بى استفاده، در معنى واقعى عكس تغییرى ایجاد نمى كنند.
برخى تغییرات آشكارا مهم تر از بقیه به شمار مى آیند. تغییرات غیراساسى به اهمیت تغییرات اساسى نیستند اما با این حال هر دو نوع «تغییر» هستند.
وقتى كه در یك عكس دونفره، تصویر شخصى را بریده و او را از عكس كنار مى گذاریم، یك تغییر اساسى انجام داده ایم چون در معنى و مفهوم عكس تغییر ایجاد كرده ایم.
در برخى كشورهایى كه آمار طلاق بالا است شركت هایى تاسیس شده اند كه عكس هاى آلبوم عروسى زوج هایى را كه از هم جدا مى شوند به بهترین شكل تغییر مى دهند!
اما اگر سیم هاى برق پشت سر افرادى را كه از آنها عكس گرفته ایم پاك و حذف كنیم، تغییرى غیراساسى در آن ایجاد كرده ایم كه خدشه اى به مفهوم و محتواى عكس وارد نمى كند.
پاك شدن و حذف تنها سیم هاى برق پشت سر سوژه ها كه جزئیاتى بى استفاده و بى معنى است چه اهمیتى دارد و چه آسیب و لطمه اى به معنى عكس وارد مى كند؟ آیا كسى به این دلیل صدمه مى بیند و ضرر مى كند؟
در مورد دستكارى و ایجاد تغییر در عكس دو دیدگاه و نظر كلى و عمده وجود دارد: یك دیدگاه، نتیجه نهایى را مهم مى داند و این گونه دستكارى ها را از آن رو كه به «خواناتر» شدن عكس كمك مى كند جایز مى شمارد.
اما دیدگاه دیگرى وجود دارد كه هرگونه دستكارى و دخل و تصرف عكس را اعم از اساسى و غیراساسى، مردود مى داند و معتقد است هنگامى كه شاتر دوربین، براى گرفتن یك عكس خبرى باز و بسته مى شود و لحظه اى را بر روى فیلم یا سنسور حساس به نور ثبت مى كند، ما دیگر حق تغییر محتواى عكس را به هیچ صورتى نداریم.
هر تغییرى در یك عكس خبرى و به بیان دیگر، بى اعتبارسازى «لحظه» یك دروغ است و هر دروغى، كوچك یا بزرگ اعتبار شما را خدشه دار مى كند.
عكاسى مستند بسیار قدرت مند است و قدرتش را وام دار واقعیت است. عكس واقعى و «راست گو» پنجره اى رو به تاریخ در برابر دیدگان ما مى گشاید و به ما اجازه مى دهد تا در وقایع و رویدادهاى بزرگ زمان خود یا گذشته حاضر و ناظر باشیم.
عكاسى مستند قدرتش را از حقیقتى مى گیرد كه عكاس، دقیقاً از درون دوربین عكاسى اش دیده است. نمایش بدون خدشه این حقیقت، موجب حیات عكاسى مستند شده و آن را زنده نگه مى دارد.
به عكس هاى بزرگ و ماندگار عالم عكاسى نگاه كنید، این عكس ها قدرتشان را از حقیقتى مى گیرند كه در یك لحظه واقعى به همین شكل و بى هیچ تغییر و دخل و تصرفى اتفاق افتاده است.
ایجاد تغییر در هر جزئیاتى از این عكس ها موجب كاهش قدرت آنها شده و آنها را تبدیل به دروغ مى كند. دیگر این عكس ها تصویر دیده شده توسط عكاس نخواهند بود و تبدیل به صحنه هایى مى شوند كه شخص یا اشخاص دیگرى بنا به دلایل مختلف، مى خواهند و دوست دارند آن طور اتفاق بیفتد و آن گونه باشد.
در مواردى كه عكس ها در خدمت مفاهیم قلب شده درون مقالات قرار مى گیرند، تمامیت و واقعیت لحظه لطمه خواهد دید. عكس استفاده شده بر جلد یكى از شماره هاى مجله تایم كه تصویر اُ جى سیمپسون را نشان مى داد یكى از این موارد است؛ هنگام برگزارى دادگاه اُ جى سیمپسون، مجله تایم به خاطر چاپ تصویر دستكارى شده اى از او بر جلد یكى از شماره هاى این مجله، انتقاد ها و اعتراض هاى زیادى را دریافت كرد.
تایم، عكس گرفته شده توسط پلیس را از سیمپسون تیره تر كرده بود تا او سیاه تر و تهدیدآمیز تر جلوه كند.
اعتراض ها نه تنها زیر پا گذاشتن حق مسلم سیمپسون در برخوردارى از یك دادگاه بى طرف و منصف را در بر مى گرفت بلكه نگرانى هایى را نیز از چنین برخورد هاى تبعیض آمیز نژادى و تبدیل شدن آن به كلیشه اى براى دیگر رسانه ها مطرح مى كرد.
دستكارى دیجیتالى مى تواند تبعات اجتماعى جدى نیز در پى داشته باشد. هم اكنون قانونگذار در كانادا و آمریكا با موارد قانونى مربوط به خلق و مالكیت «پرنوگرافى مجازى كودكان» گریبان گیر است؛ تصاویر كامپیوترى كه توسط كامپیوتر و بدون استفاده از كودكان واقعى، خلق شده اند و راه هاى گریز از قوانین سخت پرنوگرافى كودكان را براى سوءاستفاده كنندگان فراهم كرده اند.
حس تشخیص واقعیت ما در تصاویر، ممكن است به خاطر دستكارى دیجیتالى تغییر كند. اما هنوز ما منتظر اولین مورد عظیم محك حقیقت دیجیتالى مان هستیم، كه آن «دروغگویى دیجیتالى» است.
روزنامه شرق